نوح و داود و يونس عتاب كرد .
[ در عتاب بر آدم عليه السّلام فرمود :
« أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ »
« 1 » آيا شما را از آن درخت نهى نكردم ؟ و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است ؟ و نيز آن دو را از بهشت بيرون كرد و به زمين هبوط داد . و در عتاب بر نوح عليه السّلام فرمود :
« يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ »
« 2 » اى نوح ! او ( - فرزند نوح ) از اهل تو نيست . او عمل غير صالحى است . پس آنچه را از آن آگاه نيستى از من مخواه . من به تو اندرز مىدهم تا از جاهلان نباشى . و در عتاب بر داود فرمود :
« وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »
« 3 » و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد . « 4 » و در عتاب بر يونس عليه السّلام فرمود :
« فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ »
« 5 » ( او را به دريا افكندند ) و ماهى عظيمى او را بلعيد ، درحالىكه مستحق سرزنش بود . ]
و الدرجة الثالثة اجتباء الحق عبده ، و استخلاصه إيّاه بخالصته ؛ كما ابتدأ موسى و هو خرج يقتبس نارا ؛ فاصطنعه لنفسه ، و أبقى منه رسما معارا .
درجهء سوّم ، آن است كه حقتعالى بندهاش را برگزيند و او را با فضل خود براى خود خالص سازد ؛ [ يعنى بندهاش را ازهرجهت وقف خود كند ، بدون آنكه هيچ كس ديگرى را با او شريك سازد . و اين خالص ساختن حقتعالى بندهاش را براى خودش ، نه به خاطر استحقاق بندهاش ، بلكه تنها به خاطر فضل و رحمت الهى ، و صرف امتنان بر بندهاش است ؛ ] چنانكه در مورد موسى عليه السّلام [ به فضل و احسان ] آغاز نمود ، آنگاه كه او رفت تا شعلهاى از آتش برگيرد ، و خداوند او را براى خويش
هامش
( 1 ) - 7 / 22 .
( 2 ) - 11 / 46 .
( 3 ) - 38 / 26 .
( 4 ) - گرچه عبد الرزاق كاشانى در شرح خود ( ص 315 ) اين آيه را عتاب به حضرت داود دانسته است ؛ اما صحت اين مطلب درخور تأمّل است .
( 5 ) - 37 / 142 .