اصل چهارم . - اندر خشم و حقد و حسد و آفتها [ و علاج آن ]
[ اندر خشم ]
بدان كه خشم چون غالب بود صفتى مذموم است . و اصل وى از آتش است كه [ 1 ] زخم آن بر دل بود . و نسبت وى با شيطان است ، چنان كه گفت :
خَلَقْتَنى مِن نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طينٍ
[ 2 ] . و كار آتش حركت و آرام ناگرفتن بود ، و كار گل سكينه [ 3 ] و آرام است . و هر كه را خشم بر وى غالب بود نسبت وى با شيطان ظاهرتر از آن است كه با آدم . و براى اين بود كه ابن عمر ( رض ) رسول را ( ص ) گفت : « آن چه چيز است كه مرا از خشم حق - تعالى - دور كند ؟ » گفت : « آنكه خشمگين نشوى . » و رسول ( ص ) را گفت : « مرا كارى فرماى مختصر و اوميدوار [ 4 ] . » گفت : « لا تغضب » ، خشمگين مشو . او هر چند همىپرسيد - ، اين مىفرمود و همين همىگفت .
و رسول ( ص ) گفت : « خشم ايمان را همچنان تباه كند كه الوا [ 5 ] انگبين را . [ 6 ] » و عيسى ( ع ) فرا راهبى گفت : « خشمگين مشو . » گفت :
هامش
[ 1 ] آتشى كه . . .
[ 2 ] ( قرآن ، 38 - 76 ) ، مرا از آتش آفريدى و او را از گل آفريدى .
[ 3 ] سكينه ، آرامش ، وقار .
[ 4 ] كه از آن اميد رستگارى باشد .
[ 5 ] الوا ، صبر زرد ( صمغى بسيار تلخ ) .
[ 6 ] در « ترجمهء احياء » : خشم ايمان را همچنان تباه كند كه صبر ( صبر زرد ، داروى معروف ) انگبين را . ( ربع مهلكات ، ص 442 ) .