تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پندنامه حضرت محمد غزالى به يكى از ملوك ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
عيسي عليه السّلام در مكاشفهء خود دنيا را ديد در صورت يك پيرزن پرسيد اى عجوزه چند شوهر كردهء گفت يا عيسي در عدد نيايد گفت بمردند يا طلاقت دادند گفت نه همه را هلاك كردم گفت عجب از حماقت اهل دنيا كه ميبينند با دگران چه ميكنى و آنگاه در تو رغبت ميكنند در خبر است كه دنيا را روز قيامت بر خلق نمايان كنند در صورت پيرزن زشتي كبودچشم دندان بيرون آمده سفيدى موى او با سياهي آميخته چون اهل عرصات در او نگرند گويند نعوذ باللّه اين چيست بدين قبيحي و زشتى گفته شود اين آن دنيا است كه بدان مغرور شده و تفاخر ميكردندى و بسبب آن با يكدگر حسد بردندى و دشمنى با يكدگر ورزيدندي و خون‌ها بناحق ريختندى و قطع رحم كردندى و آنچه بسر شما آمده است از عقوبت آن است آنگاه فرمان آيد