صافيتر و قوىتر باشد همه علمهاى پيشهوران - يا بيشتر از آن يا پارهاى از آن - از خويشتن [ 1 ] بشناسد و آن را علم لدنىّ گويند ، چنان كه حق - تعالى - گفت :
و عَلَّمنْاهُ مِنْ لَدُنّا عِلماً
[ 2 ] .
هر كه را اين هر سه خاصّيّت جمع بود ، وى از پيغامبران بزرگ بود يا از اولياى بزرگ . و اگر يكى بود از اين هر سه ، همين درجه حاصل بود .
و در هر يكى نيز تفاوت بسيار است ، كه كسى بود كه از هر يكى وى را اندكى باشد ، و كسى بود كه بسيارى .
و كمال رسول ما ( ص ) بدان بود كه وى را از هر سه خاصّيّت به غايت كمال بود . و ايزد - سبحانه و تعالى - چون خواست كه خلق را به نبوّت راه دهد تا متابعت وى كنند و راه سعادت از وى بياموزند ، از اين هر سه خاصّيّت هر كسى را نمودگارى بداد . و خواب نمودگار يك خاصّيّت است ، و فراست راست نمودگار آن ديگر ، و خاطر راست در علوم نمودگار سديگر [ 3 ] .
و آدمى را ممكن نيست كه به چيزى ايمان آرد كه وى را جنس آن نباشد ، كه هر چه وى را نمودگار آن نبود ، خود وى را صورت آن مفهوم نشود . و براى اين است كه هيچ كس حقيقت الهيّت به كمال نشناسد ، الّا اللّه تعالى . و شرح اين تحقيق دراز است ، و در كتاب معانى اسماء اللّه برهان روشن بگفتهايم . و مقصود آن است ، اكنون ، كه ما روا داريم كه بيرون از اين سه خاصّيّت ، انبيا و اوليا را خاصّيّتها باشد كه ما را از آن خبر نيست ، كه با ما نمودگار آن نيست .
پس چنان كه مىگوييم كه خداى را به كمال نشناسد مگر خداى - تعالى ، مىگوييم كه رسول را ( ص ) به كمال نشناسد مگر رسول و آنكه به درجهاى فوق وى است . پس ، از آدميان قدر پيامبران هم پيامبران شناسند . و ما را اين مقدار بيش معلوم نيست ، كه اگر ما را خواب نبودى [ 4 ] ، و كسى ما را حكايت كردى كه « كسى بيوفتد و حركت نكند و نبيند و نشنود [ 5 ] ، اما بداند كه فردا چه خواهد بودن [ 6 ] ، و
هامش
[ 1 ] از خويشتن ، از پيش خود .
[ 2 ] ( قرآن ، 18 - 65 ) ، و بياموخته بوديم او را از نزديك ما علم بودنيها .
[ 3 ] سديگر ، سوم .
[ 4 ] اگر ما با خواب آشنا نبوديم .
[ 5 ] يعنى در حال خواب باشد .
[ 6 ] خواب فردا را بيند .