و در بين اهل تسنن ، گر چه مورد گفتگو است اما عدهاى از محققان آنها به اين حقيقت اعتراف كردهاند از جمله « سيوطى » در كتاب « مسالك الحنفاء » ، و براى اين موضوع چنين استدلال مىكنند :
مسلك دوم اين است كه پدر و مادر پيامبر ( ص ) موحد بودهاند و اين مسلك را فخر رازى در كتاب « اسرار التنزيل » پذيرفته است و براى آن استدلال نموده سپس « سيوطى » خود اضافه مىكند كه من در يارى اين مسلك ( موحد بودن آباء و اجداد پيامبر ) و نظريه فخر رازى ادلهاى دارم يكى از آنها دليلى است كه از دو مقدمه تشكيل مىشود :
1 - احاديث بسيارى داريم كه مىگويد :
هر كدام از سلسله نسب پيامبر از آدم تا « عبد اللّه » بهترين فرد زمان خود بودهاند .
2 - احاديث بسيارى ديگرى داريم كه مىگويد :
از آدم تا بعثت پيامبر اسلام و تا قيامت ، گروهى در هر دوره خدا پرست و موحد بودند و اگر آنها نبودند زمين اهل خود را هلاك مىساخت . نتيجه اين كه آباء و اجداد پيامبر همه موحد بودهاند پيامبر اسلام فرموده است :
خداوند همچنان مرا از اصلاب مردان پاك به ارحام زنان طاهر و پاك منتقل ساخت تا در اين زمان به مرحله ظهور رسانيد و ناپاكيهاى جاهليت به هيچوجه در من اثر نگذاشته است » ( بحار ج 15 چاپ جديد ص 118 پاورقى )
( 401 . )
اين خطبه را مرحوم كلينى در كتاب « روضه كافى » كلينى - روضه كافى - ص 352 ص 352 آورده است ولى بايد توجه داشت احيانا بعضى از جملات آن با آنچه در نهج البلاغه است تفاوت دارد و تفاوت ديگر اين كه قسمت زيادى از اين خطبه و همچنين مطالبى كه