( 273 . )
اللهم انا خرجنا اليك .
به اين قسمت از سخن امام ( ع ) كه مىرسيم احساس خاص به ما دست مىدهد ، در وجودمان شورى همراه با اين زمزمه ، بر مىخيزد كه گاهى بلند به زبان مىآيد :
بار خداوندا ! آن زمان چه زمامدارى داشتند كه پس از احساس مشكل خوراك و زندگى ، رهبر ، همراه مردم قدم را به صحرا مىگذارد و در برابر خداوند ، خاضعانه مىايستاد و به دعا و راز و نياز مىپرداخت ، و از خداوند درخواست لطف و عنايت مىنمود . شما هم يك بار ديگر سخنان امام ( ع ) را در اين خطبه بخوانيد و ببينيد چه جالب با خداوند راز و نياز مىكند ! بار پروردگارا چه مىشود به ما انسانها نيز آن زمامدار واقعى كه او را برايمان برگزيدهاى ارزانى دارى ! آمين !
( 274 . )
« آمدى » 1 آمدى - كتاب آمدى - آن را نقل نموده و با آنچه در « نهج البلاغه » است در تقديم و تأخير و زياده و نقصان تفاوت دارد كه همين خود دليل است كه « آمدى » از نهج البلاغه آن را نگرفته بلكه مدرك ديگرى داشته است .
( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 2 صفحه 322 جلد 2 صفحه 322 )
( 275 . )
« ان الائمة من قريش . . . » :
در اينجا امام ( ع ) با صراحت مسئلهء خلافت را روشن ساخته كه در خاندان غير « بنى هاشم » قرار نمىگيرد . بنا بر اين مدعيان خلافت بدون داشتن شايستگى لازم به اين مسند تكيه زده بودند ، و جالب اين است كه « ابن ابى الحديد » در اين مورد در برابر سؤالى قرار مىگيرد كه حل آن برايش مشكل بزرگى ايجاد مىكند ، او از خود