براى ريختن آبروى طرف نمىيابند .
2 - حسادت
: حسود ، طالب زوال نعمت از محسود است و براى از بين بردن حيثيت او نقاط ضعف او را بازگو مىكند .
3 - براى تبرئه خود
: يعنى با ذكر معايب ديگران عمل خود را موجه و ساده جلوه مىدهد و مىگويد : فلانى و فلانى هم اين عمل را انجام مىدهند .
4 - تفريح و سرگرمى
: هنگامى كه با دوستان نشستهاند براى گرم كردن مجلس به ذكر معايب ديگران مىپردازند كه خود را خوش مشرب نشان دهند ! .
5 - تحريك غريزه كنجكاوى
: اين غريزه است كه با اصرار ، انسان را به فاش ساختن نقاط ضعف افراد مختلف تحريك مىنمايد و شايد حلاوت غيبت در ذائقهها به خاطر همين جهت است .
6 - در جائى كه احساس مىكند ممكن است شخصى مىخواهد نزد بزرگى مذمتش كند
، او جلوتر به ذكر نقاط ضعف طرف ، مبادرت مىكند تا طرف را از چشم وى بيندازد كه به حرفش اعتنا نكند .
7 - براى مباهات و حب رياست
به اين طريق كه : بنمايد ديگرى در اين جهت ضعيف است و خود را قوى جلوه دهد و اظهار فضل كند .
( 269 . )
قاضى « قضاعى » در كتاب « دستور معالم الحكم » 1 قضاعى - دستور معالم الحكم - صفحه 139 صفحه 139 آن را نقل كرده .
و در كتاب « عين الادب و سياسة » و « زينة الحسب و الرياسة » 1 - عين الادب و سياسة و زينة الحسب و الرياسة - اين مطلب با كمى اختلاف و در « خصال » 1 صدوق - خصال - جلد 1 صفحه 10 باب « الاربعة » مرحوم صدوق جلد 1 صفحه 10 باب « الاربعة » قسمتى از اين سخن نقل شده است و در « عقد الفريد » 1 - عقد الفريد - جلد 6 صفحه 269 جلد 6 صفحه 269 نيز بخشى از آن نقل شده است .
( مصادر نهج البلاغه و اسانيده 2 - مصادر نهج البلاغه و اسانيده - جلد 2 صفحه 315 جلد 2 صفحه 315 )