و آن را حد و مرز بين خويش و ديگران گردانيده ، عزت و كبريائى را بخاطر جلالت و بزرگيش براى خود انتخاب كرده است .
سرچشمه نا فرمانى آن كس كه در اين دو با وى به منازعه و ستيز برخيزد از رحمت خويش به دورش داشته است ، و بدين وسيله فرشتگان مقرب خود را در بوته آزمايش قرار داد تا متواضعان از متكبران ممتاز گردند ، و با اين كه از تمام آن چه در دلها است و از اسرار نهان آگاه است به آنها فرمود :
« من بشرى را از گل و خاك مىآفرينم ، آن گاه كه آفرينش او را به پايان رساندم و جان در او دميدم ، براى او سجده كنيد ! فرشتهگان همه و همه سجده كردند مگر ابليس » « 1 » كه نخوت و غيرت نا بجا وى را فرا گرفت و بر آدم بخاطر خلقت خويش فخر فروشى كرد و به خاطر آفرينش خود در برابر آدم تعصب پيشه ساخت ، اين دشمن خدا پيشواى متعصبان و سر سلسلهء متكبران است ، كه اساس تعصب را پى ريزى كرد و با خداوند در رداى جبروتى به ستيز و منازعه پرداخت و لباس بزرگى را به تن پوشانيد و پوشش تواضع و فروتنى را كنار گذارد ! مگر نمىبينيد كه چگونه خداوند او را به واسطهء تكبرش تحقير كرد و كوچك شمرد ، و در اثر بلند پروازيش وى را پست و خوار گردانيد و به همين جهت او را در دنيا طرد ، و آتش فروزان دوزخ را در آخرت برايش مهيا نمود .
آزمايش مخلوق خداوند اگر مىخواست آدم را از نورى كه روشنائيش سوى چشمها را ببرد ، عقلها را در برابر زيبائى و جمالش مبهوت سازد ، و عطر و پاكيزگيش قوهء شامهها را تسخير كند ، بيافريند ، مىآفريد ، و اگر چنين مىكرد گردنها در برابر او خاضع مىشدند و آزمايش در اين مورد براى فرشتگان آسانتر بود ! . . .
هامش
( 1 ) - ص - 81 - 74