اموال و ثروتش ( به زودى ) يغماى غارتگران ، متاعگران قيمتش غنيمت دزدان خواهد بود .
آگاه باشيد ! دنيا همچون روسپى زنى است هوس انگيز كه خود را نشان مىدهد و مردان را مىفريبد و سپس با نفرت پشت مىكند ، و همچون مركبى سركش است كه بهنگام حركت و تاخت از رفتار باز مىايستد .
دروغگوئى است خيانت پيشه ، ناسپاسى است حق نشناس ، دشمنى است فاصلهگير ، پشت كنندهاى است مضطرب ، حالش دگرگونى ، جاى گامهايش لرزان ، عزتش ذلت ، كارهاى جديدش بازى و شوخى و بلنديش عين سقوط است . ! سراى جنگ و غارتگرى ، و تبهكارى و هلاكت است ، سر منزل نا آرامى و حركت ، و ديدار و جدائى است ، راههايش حيرتزا ، گريزگاهايش بىگذر ، و مقاصدش نوميد كننده است .
دژهاى محكمش صاحبان خود را تسليم مرگ مىكند ، خانهها آنان را بيرون مىاندازند و تيز بينى آنها را خسته مىسازد . ( با نگاهى هوشمندانه انسانها از اين گروهها خارج نيستند ) : يا نجات يافتهاى مرجوح ، و يا داراى بدنى پاره پاره ، دستهاى سرشان از تن جدا ، و دستهاى غرقه به خونند ، ديگرى انگشتان را مىگزد و جمعى دستها از دريغ و حسرت به هم مىمالند ، برخى سر را بر روى دستها گذارده بفكر فرو رفتهاند عدهاى بر اشتباهات خود تاسف مىخورند و خويش را محكوم مىكنند ، و پارهاى از تصميم خود باز گشته . اما راه فرار و هر نوع حيله بسته شده و ناگهان دنيا آنها را غافلگير مىسازد .
كار از كار گذشته و عمر گرانبها نا بجا هدر رفته است ، هيهات ! هيهات ! ديگر چه سود . آن چه بايد از دست نرود رفت ، و گذشتهها گذشت ، و گيتى به ميل خود سپرى شد .
« نه آسمان بر آنها گريست و نه زمين ، و به آنها هيچ مهلتى داده نشد » « 1 » خطبه - 192 از خطبههاى امام ( ع ) كه به خطبهء « قاصعه » معروف است . ( 367 ) در اين خطبه از « ابليس » كه تكبر ورزيد و بر آدم سجده نكرد سخت نكوهش شده ، و در آن آمده است كه « ابليس » نخستين كسى است كه تعصب و نخوت را اظهار كرد ، امام ( ع ) در اينجا مردم را از پيمودن راه و رسم شيطان و « تكبر » و « تعصب » بر حذر مىدارد .
ستايش ويژهء خداوندى كه لباس عزت و كبريائى را پوشيده و اين دو را ويژهء خويش - نه مخلوقش - قرار داده ،
هامش
( 1 ) - سوره « دخان » آيه : 29