تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
آن . مكنونات بلاغت بوسيله او آشكار گرديده ، و قوانين و اصول آن از او گرفته شده ، تمام خطباء و سخنرانان به او اقتداء نموده ، و همهء واعظان بليغ از سخن او استمداد جسته‌اند . با اين همه او هميشه پيشرو است آنها دنباله‌رو ، او مقدم است آنها موخر ، زيرا سخن او كلامى است كه آثار علم الهى و رائحهء سخن پيامبر به همراه دارد . من خواسته آنها را اجابت كردم و اين كار را شروع نمودم ، در حالى كه يقين داشتم سود و نفع معنوى آن بسيار است ، و به زودى همه جا را تحت سيطرهء خود قرار خواهد داد و اجر آن ذخيره آخرت خواهد بود . منظورم اين بود كه علاوه بر فضائل بىشمار ديگر ، بزرگى قدر و شخصيت امير مؤمنان را از اين نظر روشن سازم ، و او تنها فردى است كه از ميان تمام گذشتگان كه سخنى از آنها بجا مانده به آخرين مرحلهء فصاحت و بلاغت رسيده گفتار او اقيانوسى است ناپيدا كرانه كه سخن هيچ بليغى به پايه آن نمىرسد . من خواستم در اين مورد در افتخار به امام ( ع ) به قول شاعر معروف « فرزدق » متمثل شوم كه : در مورد افتخار به پدران خود به شخصى به نام « جرير » خطاب مىكند :
اولئك آبائى فجئنى بمثلهم * اذا جمعتنا يا جرير المجامع
« اى جرير ! اينها پدران و نياكان منند اگر مىتوانى در آن هنگام كه در مجمعى گرد آمديم همانند آنها را براى خود بر شمار » . ديدم سخنان آن حضرت بر مدارسه اصل مىچرخد : نخست خطبه‌ها و اوامر ، دوم نامه‌ها و رسائل و سوم كلمات حكمت آميز و مواعظ ، من با توفيق الهى تصميم گرفتم .