تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
« شريف رضى رئيس طالبيين در بغداد بود ، قرآن را در مدت كوتاهى پس از آنكه سى سال از عمرش گذشته بود حفظ كرد و در « فقه » و احكام قوى و نيرومند بود ، او دانشمندى فاضل و شاعرى آگاه و بلند همت ، عفيف و با - ايمان بود » . 3 - « ابن ابى الحديد » در شرح نهج البلاغه‌اش پس از يادآورى اين كه او قرآن را در مدت كوتاهى بعد از سى سالگى حفظ نمود ، و از فقه و احكام بهرهء بسيارى داشت مىگويد : « او دانشمندى اديب و شاعرى روشنگر ، در شعر از نظر تعبيرات و جمله بندى زيبا و از نظر معنى عميق ، و در قسمتهاى مختلف سخن و شعر قوى و نيرومند بود . به هر كدام از فنون شعر و سخن مىپرداخت افراد را در شگفتى قرار مىداد ، در عين حال نويسنده‌اى بزرگ ، مردى عفيف ، شريف النفس بلند همت سخت پاى بند به دستورات دينى و قوانين آن بود ، و از احدى هديه نمىپذيرفت » . 4 - « باخرزى » در كتاب « دمية القصر » مىگويد : « در ميان پيشوايان و بزرگان ، صدر مجلس جاى شريف رضى بود ، و من هر گاه بخواهم او را بستايم به كسى مىمانم كه به خورشيد بگويد : چه پر نورى ! ! او در شعر در قله افتخار قرار داشت . . . » بزرگ‌منشى و شخصيت والاى او از همان اوان كودكى براى افراد روشن و بصير آشكار بود اين شيخ مفيد استاد او است كه به هنگام روبرو شدن با مادر پاك شريف رضى كه با جمعى از زنان وارد مسجد محله كرخ شد ، و دست سيد مرتضى و سيد رضى در دست داشت و خطاب به شيخ مفيد كرد و گفت : « به اين دو فرزندم فقه و علوم قرآن بياموز » شروع به گريه مىكند و به اين مادر پاك مىگويد : همين شب گذشته بانوى اسلام فاطمه زهرا را در خواب ديدم كه دست