شاقه و زندانهاى وسط بيابان حجاج بن يوسف ثقفى و امثالهم را ديده است . هر حزبى كه چنين هدف امواج باشد ، سرانجام متفرق و مأيوس خواهد شد ؛ ولى شيعه اگر كشتههاى دسته جمعى يا فردى را مىداد ، شعارش اين بود : منم كه به دستم پرچم اسلام روى كرهء زمين افراشته مىشود و عدالت سرتاسر جهان را خواهد گرفتت . شيعه اگر زندانهاى تاريك بنىعباس و زندانهاى مخوف بنىاميه را مىديد ، در زندان مىگفت : منم كه ظالم را نابود خواهم كرد ؛ بنابراين تأكيد در انتظار فرج جا دارد . معنى انتظار فرج آن نيست كه در ذهن ما جايگزين است . انتظار فرج از نظر لغت ، به معناى تهيوء و آمادگى است . مثلًا اگر شما ساعت هشت صبح با كسى وعده داشته باشيد و اگر آن كس دير آمد و شما قبل از ساعت هشت آماده باشيد ، مىتوانيد بگوييد منتظر بودم ، نيامد ؛ ولى شما اگر در خواب باشيد ، نمىتوانيد بگوييد منتظر بودم . مطلبى كه بايد به آن اهميت دهيم ، معناى انتظار فرج از نظر قرآن و روايات اهل بيت است . قرآن انتظار فرج را چنين معنى مىكند : وَعَدَ اللهُ الَّذِين آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفنَّهُمْ فِي الْأرْضِ « 1 » وعده داده است خداوند كه افراد شايسته را حاكم بر زمين كند .
« 2 » همانا زمين از آن خدا است . به ارث مىدهد به هر كه از بندگانش كه بخواهد و عاقبت خوش ، فقط از آن پرهيزكاران است .