« 2 » انَّ الْارْضَ لِلّهِ يُورِثُها مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ « 3 » وَ اوْرَثْنَا الْقَومَ الّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا الَّتِي بارَكْنَا فِيها « 4 » در اين چهار آيه كه مربوط به حضرت بقيه الله است ، كلمهء ارث به كار رفته است و شايد نكتهء آن اين است كه چنانچه انتقال ارث دفعى و بدون تحمل مشقت است ، تسلط شيعه بر جهان به رهبرى حضرت بقيه الله نيز چنين است . نكته ديگر يكه در اين آيات است و بايد فراموش نشود اين است كه تسلط مهدى روحى فداه بر اين جهان به خواست خدا است ؛ چنانچه در آيات ديگرى نيز به او تذكر داده شده است و چيزى كه به خواست خدا باشد ، واقع خواهد شد . از اين آيات نيز استفاده مىكنيم ، كه كيفيت تسلط او بر اين جهان خرق عادت است و به مشيت الهى ، به سنت جاريهاى كه پروردگار آن را قرار داده ، واقع مىشود . مسلم است كه اين انقلاب دفعى ، زمينه لازم دارد و زمينه و اقتضاى آن به دست مردم است ، مربوط به مردم است و اين مردمند كه بايد لياقت و استعداد اين انقلاب را داشته باشند . از نظر روايات ، اين استعداد به دليل ظلم ظالمان در مردم پيدا خواهد شد . وقتى استثمارگرها بىحرمتى به انسان را به انتها برسانند و دنيا از ظلم آنان آكنده شود ، حال تنفر از ظالم و استعداد پذيرفتن عدالت مطلقه در مردم پيدا خواهد شد . آن هنگام است كه مادهء
زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٨٥
به كار رفته ، قاعدتاً بايد نكتهاى را در برداشته باشد :
وَ نُرِيْدُ انْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمْ الْوَارِثينَ
« 1 »
وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذَّكْرِ انَّ الْأرْضَ يَرِثُهَا عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
هامش
( 1 ) - قصص ، آيه 5 .
( 2 ) - انبياء ، آيه 105 .
( 3 ) - اعراف ، قسمتى از آيهء 128 .
( 4 ) - اعراف ، قسمتى از آيهء 137 .