تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى :
گياه را به يونانى
Holosteon
مىنامند . نام علمى گياه از واژههاى يونانى
Holos
( - تكميلكننده ) و
Osteon
( - استخوان ) گرفته شده است زيرا از گياه در شكستگى استخوان استفاده مىشده است .
پزشكان قديم درباره گياه چنين مىنويسند :
اولسطيون گياهى است كوچك ، قابض به درازى سه يا چهار انگشت ، ريشه آن سفيدرنگ و مانند مو نازك و بوى آن مانند شراب است . گياه در تلها مىرويد . اگر ريشه آن را با چند قطعه گوشت طبخ نمايند تكههاى گوشت را به هم مىچسباند . نوشيدن آن با شراب در عضله شكاف برداشته و پاره شده موثر است ( ديوسكوريد : 1 * ) .
جالينوس در مقاله هشتم گويد خشككننده و قابض است آن را در فسخ ( 2 * ) عضله به كار مىبرند ( رازى :
3 * ) .
گياهشناسان اندلسى آن را " جبره " مىنامند به لاتينى ! " اونهباجه " ( 4 * ) ناميده شده و ابن حسان آن را " جامع البضع " ناميده است ( ابن بيطار : 5 * ) .
در اول دوم گرم و تر است . مقوى قلب ، حواس ، تصفيهكننده خون ، نشاطآور و به شكل موضعى التيام دهنده جراحات است . حدود 7 گرم آن با شراب در تركخوردگى ، گسيختگى و سستى عضله و سوپ تهيه شده از آن در يرقان موثر است . مشابه آن براى التيام دادن جراحات قنطوريون و در نشاطآورى 25 / 1 برابر آن زعفران است ( انطاكى ، حكيم مومن ، عقيلى خراسانى : 6 * ) .
( 1 * ) - تت دياسقوريدوس م - 4 صفحه 314 ش 11
( 2 * ) - اين واژه در جامع مفردات ابن بيطار " تشنج " آمده كه به معنى اسپاسم است . در اين موضع فسخ صحيح است .
( 3 * ) - تت الحاوى فى الطب ج 20 صفحه 95 .
( 4 * ) - اصل " او به باجه " است اين واژه معرب از
Unepieza
اسپانيولى است نه لاتينى .
( 5 * ) - جامع المفردات الادويه و الاغذيه ج 1 صفحه 67
( 6 * ) - تلخيص از تذكره ص 103 ، تحفه حكيم مومن ص 70 ، مخزن الادويه صفحه 189 .
Code - 2715
جو انگليسى
Hordeum distichum L .
گياهى است يك ساله به ارتفاع حدود يك متر از خانواده
Gramineae
، ساقه افراشته ، توخالى ، برگها نيزهاى شكل ، در قاعده گوشكدار و داراى دو رديف سنبلك زايا است و در اغلب نقاط دنيا كشت مىشود .
محل رويش گياه در ايران ، خراسان ، شاهكوه گرگان ، تبريز ، كرمانشاه ، سنندج ، خرمآباد و كرج مىباشد .