پراكندگى :
يونان ، اسپانيا ، قسمتهائى اروپائى روسيه ، آناتولى ، اطراف دجله ، فرات ، بين النهرين ، سوريه ، افغانستان ، پاكستان و ايران .
پراكندگى گياه در ايران به حدى است كه به كشت گياه نيازى نيست بطورى كه در اغلب نقاط به عنوان علف هرز كنده و دور ريخته مىشود ولى مصرف روزافزون آن كشت گياه را در اغلب كشورها به دنبال داشته است . تا سال 1870 اسپانيا تنها توليدكننده قسمت اعظم ريشه رگليس در دنيا بود . امروزه تركيه ، يونان و ايران قسمت اعظم رگليس مصرفى دنيا را تأمين مىكنند و سالانه بيش از 25 ميليون كيلوگرم ريشه و 150 هزار كيلو عصاره رگليس به امريكا صادر مىشود .
تكثير گياه بوسيله ريزومهاى آن انجام مىگيرد قطعات ريزوم را به فواصل دو متر از يكديگر در رديفهاى منظم مىكارند و در خاتمه سال سوم يا چهارم در فصل پائيز ريزوم ريشه گياهانى را كه توليد ميوه ننمودهاند و داراى حد اكثر شيرينى مىباشند از خاك خارج مىنمايند . ريشههاى شسته شده را مدت 4 تا 6 ماه در هوا خشك مىنمايند و سپس به صورت دستههاى استوانهاى بستهبندى مىنمايند . پوست ريشههاى بزرگ و ضخيم شيرينبيان روسى را قبل از خشك كردن جدا مىكنند تا سريعتر خشك شود .
تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى :
نام جنس گياه از واژههاى يونانى
Glykys
( - شيرين ) و
Rhiza
( - ريشه ) گرفته شده است .
شيرينبيان يا ليكوريس نه تنها به خاطر مزه شيرين بلكه به واسطه داشتن خواص درمانى از اعصار دور و براى تمدنهاى مختلف شناخته شده بوده است .
در موزه بريتانيا و مصر رفرانسهايى موجود است كه آسورىها از شيرينبيان قرص مىساختهاند . در چين باستان
Kan - tsao ' '
در ليست 120 داروى بسيار مهمى كه زندگى بشر را حفظ مىكنند قرار داده شده است .
شيرينبيان از دير زمان نقش اساسى را در داروهاى برهمائيان ، بودائيان و هندوها بازى مىكرده است .
احتمالا هندىها بكارگيرى اين دارو را از سومرىها فراگرفتهاند . در 270 سال قبل از ميلاد مسيح شايد اولين كسى كه در كتب يونانى از اين گياه نام برده تئوفراست پزشك يونانى و دوست ارسطو بوده است .
وى در مورد اين گياه مىنويسد : شيرينبيان داراى مزه شيرين است كه براى آسم و ناراحتىهاى عمومى سينه مفيد است و همچنين همراه با عسل در درمان زخمها موثر است و اثر بسيار جالب توجه در پائين آوردن عطش و به تأخير انداختن احساس تشنگى دارد .
ديوسكوريد ذيل
Glykyrriza
كه اصطفن آن را به " غلوكريزا " معرب و معادل آن را " سوس رومى " ( 1 * ) ذكر نموده است مىنويسد :
آن را بنطيقى ( 2 * ) ، شقوثيون ( 3 * ) و ادبسن ( 4 * ) نيز مىنامند و آن سوس است كه در قباد و قيا و پنطس زياد مىرويد . اگر عصاره آن را زير زبان قرار داده ، مكيده و آب آن را فروبرند در خشونت قصبه الريه سودمند است همچنين در سوزش معده و بيمارىهاى سينه ، كبد ، مثانه و ورم گرده مفيد است و ضماد آن