درشت ، زيبا ، به رنگ زرد طلائى ، كموبيش كركدار ، كاسه سبزرنگ ، ميوه كپسول به درازاى 150 تا 300 ميلىمتر ، قوسى شكل ، سطح ميوه صاف يا داراى برجستگىهاى غدهاى است .
پراكندگى :
سواحل شنى غرب و جنوب اروپا ، قفقاز ، ليبى و ايران . محل رويش گياه در ايران تپههاى شيراز ، اصفهان ، بين رودبار و رشت و آذربايجان است .
تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى :
گياه به يونانى
Mekonkratitis
ناميده شده [
Mekon
- خشخاش و
Kratitis
- شاخى ] و اصطفن و حنين آن را به قاراطيطس برگردان نمودهاند . قدما درباره گياه مىنويسد :
گياه چون در ساحل مىرويد برخى آن را فاراليون
[ Paralion ]
به معنى خشخاش ساحلى و بعضى اغرياميغن [ معرب از
Mekonagria
] به معنى خشخاش برى ناميدهاند زيرا دانههاى اطراف برگ به برگ خشخاش بومى شباهت دارد . برگ سفيد ، كركدار ، دندانهدار [ زوايد مانند ارّه ] * ، ميوه كوچك داراى انحناء مانند شاخ است لذا آن را " قاراطيطس اى القرنى " ناميدهاند . دانه كوچك ، سياهرنگ شبيه به شنبليله و محل رويش آن سواحل دريا و اماكن خشنه است اگر [ ريشه ] ( * ) آن را در آب جوشانده تا مقدار آب به نصف تقليل يابد در سياتيك ، ناراحتىهاى كبدى و براى اشخاصى كه پيشاب آنها غليظ است سودمند مىباشد .
دانه آن با عسل آب مسهل اخلاط است و ضماد تهيه شده از برگ و گل در روغن زيتون درمانكننده زخمهاى دير درمانپذير است . برخى به غلط تصور كردهاند كه شياف ماميثا ( 1 * ) از اين گياه تهيه مىشود و اين اشتباه به علت شباهت برگ 2 گياه به يكديگر است [ در جامع مفردات ابن بيطار و مخزن الادويه ذيل عنوان ماميثا اختلاف اين دو گياه كاملا شرح داده شده است ] ( ديوسكوريد : 2 * ) .
به مناسبت شباهت ميوه آنكه مانند نيام شنبليله و شاخ گاو است آن را " خشخاش المقرن " نامند و چون در سواحل دريا مىرويد " خشخاش بحرى " نيز ناميده شده است . گل و برگ آن پاككننده زخمهاى چركين و بسيار قوى است لذا پس از پاك شدن زخم ديگر نبايد ادامه داد ( رازى : 3 * ) .
خشخاش مقرن ساحلى از بين برنده گوشت زائد و فاسد و خشك ريشه است ( ابن سينا : 4 * ) مخلوط آن با شير بطور موضعى در نقرس سودمند است ( انصارى : 5 * ) خشخاش برى خشخاش اسود
Papaver
]
somnifrum L . var . nigrum ]
( حكيم مومن : 6 * ) . در سوم گرم و خشك و يك مثقال از تخم آن مسهل قوى اخلاط لزج است ( حكيم مومن و عقيلى خراسانى : 7 * ) .
تركيبات شيميائى :
از گياه بيش از 35 الكالوئيد استخراج شده كه مهمتر از همه گلوسين
Glaucine
است . ساير الكالوئيدها عبارتند از آلكالوئيد پروتوپين
Protopine
سنگينارين
Sanguinarine
، كله ريترين
Chelerythrine
، كله