تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
" حيض زنآن را كه بسيار آيد بازگيرد و طبيعت ببندد " ( هروى : 4 * ) ، خوردن 5 / 3 گرم برگ كوبيده آن با آب اسهال را قطع مىكند و مجرب است ( ابن بيطار به نقل از شريف : 5 * ) " شير آن نافع بود جهت اورام كه دشوار تحليل يابد و خنازير و طبيخ وى نزف الدم را نافغ بود . . . " ( انصارى : 6 * ) . طبيعت آن در دوم گرم و در اول تر است . ليسيدن جوشانده برگ و ميوه و شاخه كه با شكر شيرين كرده باشند در آسم ، تنگى نفس ، سرفه مزمن ، گرفتگى صدا و جوشانده ميوه نارس در خلط سينه و بواسير و عصاره برگ آن جهت تحليل دمل و پخته شدن آن موثر است و خاكستر چوب آن در قروح ساعيه ( 7 * ) با آكله و نار فارسى ( 8 * ) مجرب است ( داود انطاكى ، حكيم مومن و عقيلى خراسانى : 9 * ) . ( 1 * ) - تت صيدنه عپ ص 139 ( 2 * ) - تت دياسقوريدوس م - 1 ص 120 ش 143 ( 3 * ) - تت الحاوى ج 20 ص 256 ( 4 * ) - نقل از الابنيه ص 93 ( 5 * ) - جامع مفردات ج 1 ص 166 ( 6 * ) - نقل از اختيارات بديعى نسخه خطى كتابخانه شخصى ، اختيارات چاپى فاقد عنوان جميز است . ( 7 * ) - قروح ساعيه
Creeping ulcers
( 8 * ) - نار فارسى - جرب متقرح
Scabies pustulosa
. واژه نار فارسى در قانون ابن سينا -
Erysipelas
و برخى محققين آن را
Anthrax
دانسته‌اند ( 9 * ) - تذكره 108 ، تحفه 73 ، مخزن 200
Code - 2447
حماط ( 2 )
Ficus variegate Blume
ابو ريحان بيرونى در كتاب صيدنه از نوعى جميز نام مىبرد كه در زمين‌هاى شنى فلسطين مىرويد و زياد شيرين‌مزه است و صاحب مخزن نيز پس از شرح جميز در پايان مىنويسد نوعى از آن را حماط مىنامند و آن كوچكتر از آلوچه ، سبزرنگ و پس از رسيدن سرخ و شيرين مىشود . در فلسطين و بنگاله زياد است . در فلسطين مشهور به سلمى و در هند و بنگاله كوكر ( شايد
Gular
) كوچك ناميده مىشود . درخت آن بزرگتر از انواع ديگر است . اگر ميوه آن را بجوشانند و در آخر مقدارى پودر كتيرا و صمغ عربى بر آن بپاشند تا به قوام انگشت پيچ درآيد ليسيدن آن در سرفه ، بيمارىهاى سينه ، خلط و رفع خستگى موثر است ( 1 * ) . با توجه به مراتب فوق اين شرح مربوط به گياهى با نام علمى آمده در صدر و يا گياهى است كه شرح آن ذيل كد " 2440 " با نام علمى
Ficus psedosycomorus
آمده است . ( 1 * ) - مخزن الادويه ص 200 ، ذيل عنوان جميز
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 173 | ابو القاسم سلطانى