تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
Code - 2436
تين
Ficus carica L .
درخت انجير درختى است به ارتفاع 5 / 3 متر از خانواده
Moraceae
داراى ساقه استوانه‌اى با مجارى داراى شيرابه ، شاخه‌ها منشعب و كم مقاومت ، برگ‌ها با تقسيمات 3 تا 5 تائى عميق ، سطح برگ‌ها صاف ، خشن ، زبر ، قاعده قلبى شكل ، به رنگ سبز تيره ، دمبرگ بلند ، گل نر و ماده و عمل آميزش به وسيله حشره كوچكى كه دانه‌هاى گرده را از گل‌هاى نر به گل‌هاى ماده انتقال مىدهد انجام مىگيرد . نهنج كه ظاهرى گلابى شكل دارد و به غلط ميوه خوانده مىشود تدريجا كوشتدار و داراى اندوخته‌هاى فراوان مواد قندى و رنگ آن در ابتدا سبز و سپس ارغوانى مىشود . ميوه فندقه و درون آن نهنج گوشتى خوراكى قرار دارد .

محل رويش :

جنگل‌هاى شمال ايران ، آستارا ، آذربايجان ، اهر ، كاليبار ، اصفهان ، شيراز ، تنگ كنار ، تخت كازرون ، كوه سيوند ، خوزستان ، كرمانشاه ، خراسان . . . . مىباشد . از اين درخت دو واريته
var . genuine Boiss
در مازندران ، آمل ، رامسر ، طوالش و
var . johannis Boiss
در طبس و بلوچستان و يك زيرگونه
subsp . Rupestris ( Hausskn et Boiss ) Browicz
در كاشان و لرستان وجود دارد .

تاريخچه و كاربرد درمانى در طب سنتى :

نام علمى جنس گياه از واژه لاتين
Ficus
به معنى انجير و نام گونه
Carica
از كارايا گرفته شده كه ايالتى است در جنوب غربى آسياى صغير در ساحل درياى اژه كه در عهد هخامنشيان جزو قلمرو ايران بوده و از اين منطقه انجير به اروپا راه يافته است . ملل باستانى انجير را
Tinta
( آرامى و سريانى ) ،
Titu
( آشورى ) ،
Teen
( عبرى ) ،
Anjura
( سنسكريت ) ،
Anjir
( پهلوى ) ( 1 * ) و
Suka
( يونانى ) ناميده و مورد استفاده غذائى و درمانى قرار داده‌اند و كشت آن از زمان پلينى آغاز شده است . بنا بر تركيبات داروئى مندرج در پاپيروس هيرست فقره 30 ، 56 ، 57 و 200 ( 2 * ) مصريان قديم آن را براى كم كردن درد و سر باز كردن دمل به كار مىبرده‌اند . در باب سيزدهم سفر اعداد و باب نهم سفر داوران تورات ( 3 * ) و در ايلياد نوشته هومر نام آن آمده است . مردم بسيارى از كشورهاى باستانى از جمله يونان درخت انجير را مقدس دانسته‌اند و خداوند به انجير و زيتون سوگند ياد كرده است ( 4 * ) . ديوسكوريد ذيل
Suka
كه به سيقا معرب شده است مىنويسد : تازه آن نضج‌دهنده است ولى به معده زيان مىرساند ، مسهل ، معرق و تسكين‌دهنده حرارت و عطش و خشك آن مغذى گرم‌كننده ، عطش‌آور و لينت‌دهنده شكم است . براى حلق ، قصبه الريه ، مثانه ، كليه و مبتلايان به آسم ، صرع و جنون خوب است . جوشانده آن با زوفا سينه را از اخلاط پاك كرده ، سرفه مزمن
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 166 | ابو القاسم سلطانى