تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

شناسائى :

درباره نام علمى دارشيشعان اختلاف‌نظر وجود دارد . مايرهوف نام علمى اسپالاتوس يا دارشيشعان را همان مىداند كه در صدر آمده است . در فرهنگ گياهى بهرامى نيز چنين است . اشپرنگل آن را
Spartium Villosum Vahl
، شليمر
Myricae sapidae
و اخيرا برخى از مؤلفين ايرانى نام علمى آن را
Myricaria germanica ( L . ) Desv
ذكر نموده‌اند كه از تيره گز مىباشد . نام محلى اين گياه شيشعان مىباشد و با دارشيشعان مورد بحث اختلاف دارد و نام علمى گياه همان است كه مايرهوف و بهرامى ذكر نموده‌اند چه : 1 - در جامع مفردات ابن بيطار آمده است كه دارشيشعان شبيه به رتم ولى كوچكتر و داراى خار بسيار است لذا رتم و دارشيشعان بايد از يك خانواده باشند كه چنين است . نام علمى رتم
Spartium junceum L
" به معنى ريسمان همانند نى بوريا " و سينونيم نام علمى ، دارشيشعان
Spartium spinosum
" به معنى ريسمان خاردار " مىباشد كه هر دو از خانواده لگومينوز مىباشند . گياه مورد بحث كوچكتر از رتم و خاردار مىباشد . 2 - نام فرانسوى رتم
Genet de espagne
( ژنه اسپانيا )
Genet epineux
( به معنى ژنه خاردار ) . 3 - نام انگليسى رتم
Spanishbroom
" به معنى جاروى اسپانيائى " مىباشد و نام انگليسى گياه مورد بحث
Spiny broom
" جاروى خاردار " مىباشد . 4 - نام فرانسوى ديگر گياه مورد بحث
Aspalat
مىباشد كه از
Aspalathos
نام يونانى گرفته شده است . 5 - به ارمنى گياه مورد بحث را دارشيشعان مىنامند كه از دارشيشعان اخذ شده و در فرهنگها نام تركى آن شمشك آغاجى آمده كه در تركى استانبولى نيز چنين ناميده مىشود . 6 - امروزه نيز در كشورهاى عربىزبان گياهى با نام علمى در صدر آمده را دارشيشعان ، قندول ، عود البرق ، اروزى مىنامند كه همان نامهاى قديمى است . با توجه به مراتب فوق و زيرنويسىها و واژه‌نامه ضميمه ترديد در نام علمى ذكر شده در صدر وجود ندارد .

تاريخچه و موارد مصرف در طب سنتى :

ديوسكوريد مىنويسد
Asplathos
داراى طبعى گرم و اثر قابض است به اين جهت پس از پخته شدن در شراب در آفت ، بوى بد 6 * بينى ، زخمهاى چركين واژن و زخمهاى ديرعلاج كاربرد دارد ، به شكل شياف رحمى جنين را خارج مىنمايد ، جوشانده آن اسهال و خون‌ريزى را متوقف مىسازد و اثر ضد احتباس ادرار و نفخ را دارد 7 * . دارشيشعان به يونانى اسفالاتوس است . ديوسكوريد گويد . . . 8 * و بولس آن را در نزله‌ها و عفونتها سودمند دانسته است 9 * .