تاريخچه :
به يونانى آن را
Spartos
و
Spartion
مىناميدهاند در قرون وسطى براى جارو كردن از آن استفاده مىكردهاند .
Plenta genet
ها يا خانوادههاى قديمى و سلطنتى انگلستان كه نام خود را از كلمه لاتين
Planta genista
گرفتهاند گياه فوق را بسيار گرامى مىداشتند و شوهر ملكه انگلستان ازين خانواده بود و هميشه شاخهاى از اين گياه را به كلاهش مىگذاشته است .
از قرن دوازدهم براى درمان احتباس ادرار مورد استفاده قرار گرفته شده است
Culpeper
از جوشانده شاخههاى جوان در روغن بهعنوان مسكن درد و نيز از بين بردن شپش و پشه استفاده مىكرده است .
ناظم الاطباء مىنويسد ژنت اسكوپارين ( فرانسه ) ، ژنيستا اسكوپارينا ( لاتين ) كه آلكالوئيد اسپارتنين را از آن به دست مىآورند در طب مانند معرقات و مدرات استعمال مىنمايند 1 * .
قسمت مورد استفاده : سرشاخههاى گلدار مىباشد .
تركيبات شيميائى :
قسمتهاى مورد استفاده گياه حاوى : آلكالوئيدهاى اسپارتهئين
Lupanine , Sparteine
، ايزواسپارتئين
Ammodendrin , Isosparteine
، هيدروكسى لوپانين
Hydroxylupanine
، دى هيدرولوپانين
Cytisine , Genisteine , Dihydrolupanine
و
Sarothamnine
همچنين ايزوفلاون گليكوزيدهائى مانند
Sarothamnoside , Scoparine
فلاونوئيدهاى
Quercitin
، ايزوكورسىتين ، اسانس و بالاخره تانن ، رزين ، مواد رنگى ، كافهئيك اسيد ، بنزوئيك اسيد ، تيرامين و هيدروكسى تيرامين
Hydroxytyramine
مىباشد .
مقدار آلكالوئيدهاى تام گياه كه به طريق رسوب سيليكوتنگستيك به دست مىآيد بسته به شرائط كشت ، جمعآورى ، مقدار گل و شاخه در نمونه فرق مىكند و از 125 / 0 تا 9 گرم در هزار متغير مىباشد لذا لازم است كه حتما مقدار آلكالوئيد تام در گياه مشخص و استاندارد شود .
فارماكودينامى :
اسپارتئين يا كوپىنيدين روى قلب يك عمل ديناموژنيك داشته و مانند ديژيتالين مقوى قلب مىباشد بدين ترتيب كه حركات قلب را كند كرده و زمان عمل انقباض را ادامه مىدهد و از قابليت تحريك آن مىكاهد و از طرف ديگر به علت تاثيرى كه بر روى گانگليونهاى عصبى دارد قلب را از تاثير عوامل خارجى بر كنار مىكند . همچنين اسپارتئين مانند يك ماده
Curarisant
خاصيت تحريكپذيرى عضلات را كم مىكند و بالاخره خاصيت
Ocytocic
و ديورتيك دارد .
اسكوپارين يا اسكوپاروزيد
Scoparosid
كه ماده رنگى و كم سميت مىباشد يك ماده ديورتيك مىباشد .
اكسىتيرامين كه تيره شدن رنگ ميوه مربوط به آن مىباشد به آدرنالين شباهت دارد و عامل اصلى منقبضكننده عروق مىباشد و اثر آن ضد اثر ارگودوسكل و يوهمبين مىباشد .