( 18 * ) - مانيا ، به لغت يونانى به معنى جنون سبعى است ( قرابادين كبير )
Acute mania
( 19 * ) - اصل داء الافرنجى ، داء الافرنجيه ، آكله ، سفليس كاذب ، تاكوله ، آبله فرنگى ، آتشك . فرانسوى
Chancre simple , Chancre mou
انگليسى
Moninfecting chancre , Chancroid
.
نوعى بيمارى مسرى كه در مناطق گرمسيرى شايع مىباشد و زخمهاى دردناكى روى آلت تناسلى مرد و زن به وجود مىآيد و غالبا با خيارك همراه است و عامل آن باسيل دوكرى مىباشد ، تاولهائى كه بر اثر مرض سفليس روى پوست بدن جمع مىشود .
( 20 * ) - كتاب خطى فروغ ناصرى
Code - 1545
بطيخ هندى
Citrullus vulgaris Schrad
گياهى است علفى ، يك پايه ، داراى ساقه خزنده ، منشعب ، پيچكدار ، بدون كرك از خانواده
Cucurbitaceae
كه درازاى آن تا 3 متر مىرسد و در زمين سبك و شنى به خوبى رشد مىكند . برگ داراى بريدگيهاى عميق و منقسم به لوبهاى گرد و مدور ، گل كوچك ، زردرنگ ، ميوه درشت ، كروى يا بيضوى ، پوست سبز و بر خلاف خربزه مواد قندى آن در درون بر جمع شده است . پولپ يا گوشت آن پس از رسيدن قرمز رنگ و شيرين مىشود . دانههاى آن در درون بر پراكنده و در انواع مختلف به رنگهاى سياه و زرد و سفيد مىباشد .
تاريخچه :
مصريان قديم آن را مىشناختهاند در باب " سفر اعداد تورات " نام آن آمده است و به نظر مىرسد قوم بنى اسرائيل هنگام خروج از مصر بذر آن را به سوريه بردهاند و از طريق سوريه به تركيه و قبرس راه يافته است و چون ميوه آن از هند به ايران وارد شده است آن را خربزه هندى يا خربزه هند و هندويانه ناميده اند و از اوائل قرن نهم هجرى نام هندوانه مستعمل شده است .
در كتاب ارشاد الزراعه نوشته 921 هجرى طرز كاشت ، داشت و برداشت آن آمده است . هروى در اين كتاب انواع آن را " هندوانه رسمى ، قراقاش ، زرد مشهور به مكه ، كدوسر ، ساق خاتون و اندرون سرخ " ذكر نموده است 1 * .
رازى در كتاب دفع مضار اغذيه مىنويسد : بطيخ هندى [ با شيرخشت ] در تب غب و تب محرقه 2 * سودمند و زيادكننده پيشاب است 3 * . بطيخ هندى يا خربزه هندى سرد و تر است آب آن با طباشير و شكر در تبهاى تيز صفراوى و يرقان موثر است . سردمزاج نبايد بخورد مگر آنكه با سركه انگبين كه با عسل تهيه شده تناول نمايد 4 * .
اخوينى آن را در موارد يبوست شكم ، تشنگى و آماس گرده ( نفريت ) توصيه نموده است 5 * . مثانه را تميز مىكند ولى براى پيران و سردمزاجان مضر مىباشد 6 * .