از طريق موضعى كامفر در كشش بيش از اندازه عضلات ، نقرس ، رماتيسم ، التهاب ، خارش پوست ، آرتريت روماتوئيد ، نورالژى ، درد پشت ، دردهاى عضلانى ، زونا مورد استفاده قرار مىگيرد .
از كامفر به صورت استنشاقى در ناراحتيهاى چشم ، سرماخوردگى و انفلوانزا استفاده مىشود .
در هند در بثورات جلدى ، ملانكولى ، دنداندرد ، دردهاى رحمى و اسهال مصرف مىشود .
از صمغ درخت كافور بهعنوان مسكن ، ضد انگل ، ضد رماتيسم ، ضد اسپاسم ، ضد نفخ ، معرق و التيام دهنده زخم و از برگ آن به صورت خيسانده در الكل براى تسكين دردهاى رماتيسمى بهطور موضعى و از تانن چوب درخت كافور در دباغى استفاده مىشود .
اسانس كامفر به واسطه داشتن
Safrol
سمى و كانسروژن مىباشد و نبايد از طريق داخل مصرف گردد .
اسانس كامفر براى تهيه عطرهاى گرانقيمت و ضدعفونىكنندهها ، صابونسازى و حشرهكشها به كار مىرود .
مسموميت :
كامفر با دوز كم 700 ميلىگرم باعث خواب و با 2 گرم هذيان ، كرامپ ، سرگيجه ، فالج و از بين رفتن شعور را موجب مىگردد و با دوز سمى اختلال روانى ، بيهوشى و بالاخره مرگ را به دنبال مىآورد .
اسانس كامفر بسيار سمى و كانسروژن مىباشد
LD 50
آن بهطور خوراكى براى موش صحرائى 950 / 1 ميلىگرم مىباشد .
درمان مسموميت :
معده را بايد شستشو داد . 20 - 15 گرم سولفات منيزى يا سولفات سديم را در 500 ميلىليتر آب حل نموده به مسموم مىدهند . بيمار را بايد گرم نگهداشت و كرامپ را با باربيتوراتها كنترل نمود .
ناسازگارى :
كافور با مانتول ، سالل ، كلرال ، اسيد سالسيليك به صورت مايع يا خمير درمىآيد .
( 1 * ) - رياح به معنى باد مىباشد . در مخزن الادويه آمده است كه " در وجه تسميه آن گفتهاند سبب تصاعد آن با رياح است از كمال لطافتى كه دارد اين واژه به صورت رباح
[ Robah ]
نيز آمده است در ادامه به زيرنويس شماره 2 مراجعه شود .
( 2 * ) - قنصور ، پنجور ، فنصور " فنصور شهرى است بزرگ جاى بازرگانان و از او كافور بسيار خيزد "
[ حدود العالم ص 195 ] " در ساحل غربى سوماترا در جنوب " برس واقع است " [ زيرنويس همان صفحه ] .
هر دو قسم كافور رياحى و كافور قيصورى ، كافور بورنئو
Borneo camphor
بوده است كه از درخت
Dryobalanops aromatica Gaertn
به دست مىآيد ، تفاوت اين دو ذيل شرح اين درخت خواهد آمد .
( 3 * ) - مفرح :
Exhilarant
( انگليسى ) ،
Rejouissant
( فرانسوى ) داروئى كه موجب خوشى روان گردد .