كبد و التهاب غشاء مخاطى روده ، درد ناحيه كيسه صفرا ، درد ناحيه اپىگاستر ، درد منتشرشونده از ناحيه ناف در بالاى شكم ، دردناك بودن منطقه كبد كه به منطقه
Umblicus
مشهور است وجود قند در ادرار ، ديابت مليتوس و تب تيفوئيد . همچنين گياه با تحريك صفرا به هضم چربىها كمك مىكند .
گياه را به عربى زهره الثلج
Zahrat oth thalj
مىنامند .
Code - 1461
خندريلى
Chondrilla juncea L .
گياهى است يك ساله ، داراى ساقههاى متعدد و شاخههاى باريك و بلند ، بدون برگ يا برگهاى ريز از خانواده
Compositae
.
گلها كه در ماههاى ارديبهشت و خرداد بر روى شاخهها ظاهر مىشوند زردرنگ تقريبا بدون دمگل ، منفرد و يا به حالت مجتمع در دستههاى 5 - 2 تائى قرار مىگيرند . ميوه فندقه ، هرمىشكل با 5 پهلو و نوك آن همقد با فندقه مىباشد .
پراكندگى گياه در ايران زياد است و بهعنوان علف هرز شناخته مىشود و در دره هراز ، پلور ، دماوند ، مارونك والى درياچه تار ، كندوان ، ميانه ، خوى ، سردشت ، كردستان ، طاق بستان ، بروجرد ، همدان ، بجنورد بين تهران و كرج رويش دارد .
تاريخچه و موارد مصرف آن در طب سنتى :
يونانىها آن را مىشناختهاند و ديوسكوريد آن را
Khondilli
ناميده و در كتب قديم بهجز صيدنه ابو ريحان كه ذيل ماده يعضيد 1 * و كتاب تذكره داود انطاكى كه خندويل آمده در بقيه تحت عنوان خندريلى شرح آن داده شده است .
ديوسكوريد مىنويسد : خندريلى گياهى است كه ميوه ، ساقه و گل آن شبيه به هندباء برى 2 * ولى ساقه و ريشه آن باريكتر است . شاخهها داراى صمغى مىباشند كه به مصطكى شباهت دارد و به بزرگى يك باقلا مىباشد و اگر آن را بامر 3 * مخلوط نموده و به اندازه يك زيتون از آن را به پارچهاى آلوده و در واژن قرار دهند ، قاعدهآور [ و خارجكننده جنين ] 4 * مىباشد و اگر گياه كامل ريشهدار را كوبيده با عسل مخلوط و به صورت قرص درآورده و در موقع مصرف يك قرص را در آب و آب نطرون 5 * حل نموده و بر بهق بهمالند بهق را از بين مىبرد . از صمغ آن براى چسباندن موى چشم 6 * مىتوان استفاده كرد . نوشيدن آن با شراب [ همچنين ضماد كردن آن ] در گزيدگى مار موثر و افشره آن با شراب اسهال را بند مىآورد . 7 *
اثر درمانى آن مانند كاسنى ولى تلختر از آن است لذا خشككننده مىباشد 8 * . صمغ آن را اگر در آب حل نموده به چشم بكشند در سبل چشم 9 * و [ ضماد افشره ] برگ آن در بواسير سودمند مىباشد 10 * . گياه آن يك سال و صمغ آن تا هفت سال قدرت درمانى خود را حفظ مىكند آن را " مروريه " و " دراسج " نيز مىنامند .