Code - 1275
تشميزج ( طب سنتى )
Cassia absus L .
تشميزج نام دانه گياهى است از تيره
Leguminosae
كه در افريقا بهويژه در مالى ، سودان ، حجاز ، مصر و هند رويش دارد . گياه شباهت زيادى به سناى مكى
Cassia acutifolia Del
دارد ميوه به شكل نيام مىباشد و دانههاى داخل آن در طب سنتى مصرف دارد اين دانهها ريز و مانند به دانه ، سهگوشىشكل و به قول هروى سه سو ، براق و پوست آن سفت است . اين دانهها را به سانسكريت ، هندى و اردو " چاكسو " به فرانسوى
Semences de casse d'egypte
و به انگليسى
Egiptian cassia seeds
مىنامند و در طب سنتى ايران به تشميزج معروف بوده كه معرب چشميزك فارسى است و گياه با عناوين تسميزج ( رازى ) ، چشميزج ( هروى ) ، تشميزج ( ابن سينا ) 1 * ، حبه سودا ( اسرائيلى قرطبى ) بشمه ( ابن بيطار و داود انطاكى ) ، در كتب قديم آمده است .
رازى ذيل تسميزج مىنويسد آن گرم و خشك و قابض است و در ورم ملتحمه و بيماريهاى حاد چشم موثر مىباشد 2 * ، دانه در ضعف چشم ، آبمرواريد ، وجود جسم خارجى نظير خاك و برگ و غيره و چرك چشم سودمند است 3 * اگر آن را به صورت پودر درآورده و درون خمير قرار داده بهپزند و به صورت ضماد درآورند براى التيام دادن زخم داروى خوبى است 4 * به چشم كشيدن آن در ريزش اشك چشم و ضماد آن در زخم آلت تناسلى مرد ، اعضاء عصبانى و جذام مفيد است و اگر در داخل پياز يا خمير قرار داده زير آتش بپزند سپس پوست آن را خارج كرده با نبات ، زعفران ، ماميران سائيده مانند سرمه به چشم بكشند اكثر بيماريهاى چشم را درمان مىكند 5 * .
امروز دانه گياه را در مصر " ششم " در الجزاير " تشمع " در مراكش " زنينه " مىنامند و از آن بهعنوان تقويت چشم و در كاتاراكت ، ورم ملتحمه چشم مصرف سنتى دارد و در مراكش آن را با نبات ، ريشه فلومس يا بوصير
Verbascum sinuatum L .
" كه در آنجا مصلح الانصار ناميده مىشود " ، سرمه ، انديگو و هسته زيتون را خوب سائيده و با ميله بين مژهها مىكشند . در پاكستان از دانهها بهعنوان كمكننده فشار خون و در هند جهت تصفيه خون و در ناراحتىهاى مخاطى استفاده به عمل مىآيد .
توجه :
امروزه گياه
Argemone mexicana L .
را تشميزج مىنامند " به كد 596 مراجعه شود " ، ولى منظور از تشميزج در كليه كتب قديم دانه
Cassia absus L .
مىباشد .
( 1 * ) - در كتاب قانون چاپ بيروت تشميزح آمده كه اشتباه چاپى است اصلاح شده از كتاب قانون چاپ سنگى تهران ص 237 .
( 2 * ) - الحاوى ج 20 ص 196
( 3 * ) - تت جامع مفردات ج 1 ص 95