تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
و حنجره به كار مىرود . . . ( تت معجم الاعشاب 84 ) . رجل الدّب ، شوكه اليهود ، هاسيمونا . . . ( ميكى ش 6 ) . هاسيمونا در فلاحت النبطيه آمده است گياهى است كه كشت مىشود ريشه آن مانند شلغم سياه‌رنگ و كركدار و ساق آن دراز و لزج و چسبنده . . و آن نوعى از كنگر [ كنگر
Gundelia tournefortii L
] است . . . از بين‌برنده نفخ ، سرفه ، دردهاى سينه ، طحال ، كليه و مثانه است ( تت تذكره 334 ) . هاسيمونا به لغت نبطى اسم نباتى است بيخش مانند شلغم و سياه و هرچند در زمين فرورود باريكتر مىگردد تا به قدر مو مىرسد گويند خوردن آن بالخاصيت باعث توليد پسر است و نطفه منعقده قبول صورت انوثى نمىكند . . . و نطول او جهت حركت اطفال موثر . . . ( تحفه 261 ) جلوس در طبيخ آن و به دستور بخور آن جهت حركت اطفال موثر . . . ( مخزن 572 ) كنگر ، رجل الدب ، قناريه ، خرشف بستانى . . . ( معجم العلوم الطبيه 8 ) رجل الدب ، كنگر ، مسمس ، شوك اليهود ( معجم الاعشاب 85 ، معجم المصور 9 ) .
Code - 78
قدم الدب ( معجم الطبى ) شوك جمال ، ضفدعه ، اقنثه
Acanthus sativus Dod
گياهى است از تيره
Acantaceae
كه در آسيا ، آفريقا و عربستان رويش دارد . برگ گياه حاوى تانن ، موسيلاژ ، گلوكز ، پكتين و املاح معدنى مىباشد و به صورت جوشانده به عنوان قابض ، خارج‌كننده صفرا و ترميم‌كننده مصرف سنتى دارد .
Code - 81
حيص
Acanthus syriacus Boiss
شوك الجمال ، اقنثه سوريه ( نام گياه در سوريه ) ، اكانتوس سورى ، گياهى است كه در ارتفاعات مناطق معتدل و اراضى غير مزروعى رويش دارد از برگ آن به‌طور خوراكى و موضعى به صورت خيسانده و جوشانده استفاده مىشود از خارج براى ترميم زخمها به صورت ضماد و به‌طور خوراكى براى خارج كردن صفرا و به عنوان قابض در سوريه مصرف مىشود ( معجم المصور 9 ، معجم الطبى 275 ) .
Code - 84
شيرپلت
Acer platanoides L .
Acer platanoides L
درختى است بزرگ به ارتفاع بيش از 25 متر و به قطر يك متر و سن آن تا 150 سال مىرسد . شيره گياه حاوى مقدارى قند مىباشد . عصاره تازه گياه كه آسه‌رين ناميده مىشود اثر ميكروب‌كشى و ضد ويروسى دارد و بر روى كلى باسيل و ويروس آبله گاوى اثر دارد ولى بر روى استافيكوكوك اثر ندارد . اسامى محلى آن كركف ، ككم ، كيكم ، شيردار و در پل زنگوله شير پلت مىباشد و به زبان آذرى آغ آغاج ناميده مىشود .