تاريخچه و اسامى گياه :
لسان الثور را يونانيها و روميها مىشناختهاند پلينى درباره اين گياه گفته است كه آن هميشه خوشى را با خود به همراه مىآورد به اين جهت آن را
Euphrosinum
ناميده است . ديوسكوريد آن را بوگلوسون
Bouglosson
ناميده كه به بوغلصن ، بوغلص و بوذا اغلاص معرب شده و حنين معادل آن را لسان الثور ضبط نموده است و ابو ريحان گويد كه به سريانى گياه را لسان ثورا و به يونانى بوغلوس و فيدرا و به پارسى گاوزوان مىنامند و اسرائيلى قرطبى مىنويسد لسان الثور را كحيلا ، حماحم و حمحم نيز مىنامند 3 * .
ديوسكوريد درباره اين گياه فقط مىنويسد گياهى است شبيه به قلومس 4 * ولى كوچكتر و به شكل زبان گاو و آميختن آن با شراب ايجاد نشاط مىنمايد 5 * .
در قرون وسطى پزشكان معتقد بودند كه گياه فوق هميشه انسان را سرحال آورده و غم را از او دور مىسازد و به منظور جرأت بخشيدن به شمشيربازان در مقابل حريف آن را تجويز مىنمودند .
در انگليس از سال 1265 ميلادى شناخته شده و از سال 1440 به منظور استفاده در چاشنى غذا كشت شده است و در 1652 ميلادى كولپه پربرگ و دانه آن را براى ازدياد شير خانمها ، گل و دانه را در ملانكولى ، تب ، يرقان ، جرب ، بيماريهاى ريوى ، قرمزى و التهاب چشم و ناراحتىهاى گلو و دهان و به عنوان تصفيه خون به كار برده است 6 * در فرانسه در 1597
Gerard
به صورت شربت از گلهاى آن براى تقويت قلب و درمان ملانكولى استفاده نموده است .
در آلمان گياه از اوايل قرن پانزدهم در امر درمان وارد شده است . از يكصد سال قبل گياه در درمان ناراحتىهاى كليوى و مثانه كاربرد دارد .
اندامهاى قابل مصرف داروئى :
قسمتهاى هوائى گياه ، ساقه ، برگ ، دمبرگ ، گل و دانه مصرف داروئى دارند .
تركيبات شيميائى :
گياه حاوى آلكالوئيدهاى
Pyrrolizidine
مانند
Lycopsamine
و
Intermedine
و تركيباتى نظير
Choline
، موسيلاژ ، تانن ، رزين ، ساپونين ، اسيد فسفريك ، اسيد گامالينولئيك ، اسيد سيليسيك ، مالات كلسيم ، املاح منگنز ، منيزيوم بويژه نيترات پتاسيم و به مقدار جزئى اسانس مىباشد وجود آلانتوئين در گياه مورد ترديد است . برگهاى تازه حاوى ويتامين
C
مىباشند .
خواص :
گلگاوزبان اروپائى مقوى قلب و قشر سورنال ، معرق ، تببر ، مدر ( دفعكننده كلرورها ) ، آنتىسپتيك ، ضد التهاب ، زيادكننده شير و آرامكننده اعصاب مىباشد .