سنجرى نب و رسالجن گويند و جالينوس از كتاب شرك هندى دريافته است كه آن از جوشاندن چوب زرك [ زرشك هندى ] به دست مىآيد . و ابن بيطار مىنويسد كه ماسرجويه گفته است كه آن از نوعى زرشك به نام شوك الحضيض الهندى به دست مىآيد .
صاحب مخزن ذيل عناوين حضض هندى و دارهلد نام هندى حضض هندى را رسوت ذكر نموده كه از چندين گياه به دست مىآيد و مىگويد حكيم عبد الحميد در حاشيه تحفه نوشته است كه آنچه از حكماى هند و كتب معتبر ايشان تحقيق شده است كه عصاره دارهلد است كه آن را دارچوبه و به هندى انباهلدى مىنامند و چوب آن زرد مىباشد " .
طبق نظر شليمر حضض هندى يا راس هندى عصاره
Berberis lycium
مىباشد ولى همانطوريكه در ابتداى بحث آمده است حضض هندى عصاره مخلوطى از گياهان نامبرده فوق مىباشد .
اثرات درمانى هر سه گياه تقريبا يكسان و ماده موثره آنها آلكالوئيدى زردرنگ به نام بربرين
Berberin
مىباشد .
كاربرد حضض هندى در طب سنتى :
اثرات درمانى حضض هندى مانند حضض قابض مىباشد . ديد چشم را زياد مىكند در
Psorophtalmia
، خارش ، ريزش مزمن اشك چشم ، چرك گوش ، ورم گلو ، زخمهاى عفونىشده ، شقاق مقعد ، زخم معده ، اسهال مزمن ، سرفه ، خلط خونى ، عقربك ناخن ، گزيدگى سگ هار و شياف رحمى آن در لكوره سودمند است ( تت دياسقوريدوس م - 1 ش 107 ص 94 ) .
جالينوس ، سندهشار و ابن ماسويه اثر آن را در بر طرف كردن لكههاى سياه صورت ، ورم ، خونريزى رحم و بواسير ذكر نمودهاند ( تت الحاوى ج 20 ص 315 ) .
به عقيده ابن سينا حضض مكى در درمان ورمها از هندى موثرتر و حضض هندى براى مو بهتر است مو را سرخرنگ و ريشه آن را تقويت و مفاصل را محكم مىنمايد در آفت و ورم ملتحمه چشم موثر مىباشد ( از قانون عب 312 ) .
به ريه آسيب مىرساند مصلح آن كتيرا و مقدار خوراك آن حدود 5 / 2 گرم مىباشد ( تت تذكره 124 ) .
بالاخره صاحبان تحفه و مخزن الادويه علاوه بر موارد فوق آن را در سلاق * حالات صفراوى ، قى ، سكسكه ، ورم طحال و مسموميت سودمند دانسته و چنانچه حدود 1 گرم آن را با 30 گرم آب برگ ككروند
Blumea lacera ( Burm ) DC
. خيسانده و بهمالند و صاف نمايند و نيمگرم بياشامند جهت خونروى از بواسير و اسهال خونى ، زخم رودهها و ماليدن نيمگرم آن را در درد بين كتفها و تحليل ورم گرم مجرب دانستهاند و جانشين آن را حضض مكى ، صندل سفيد و فوفل ذكر نمودهاند ( تحفه 90 مخزن 266 ) .