( 6 * ) - در اصل " مواقنثوس " در قانون " مواقنيوس " مىباشد به نظر مىرسد كه اين واژه تركيبى از ميوه
Mus
يا
Myos
يونانى به معنى موش و اقنثوس به معنى گياه خاردار مىباشد چه ابو ريحان در صيدنه معادل آن را به عربى شوك الفار آورده است و منظور گياه
Asparagus racemosus Willd
مىباشد .
( 7 * ) - دياسقوريدوس م 2 - ش 125 ص 196
( 8 * ) - ابن ماسويه ، نقل از جامع مفردات
( 9 * ) - مسيح ، از جامع مفردات
( 10 * ) - كتاب فلاحت ، از جامع مفردات
( 11 * ) - تت جامع مفردات ابن بيطار ج 4 ص 195
( 12 * ) - الابنيه ص 340
( 13 * ) - قانون عپ 299
( 14 * ) - مرى يا آبكامه از خمير كردن آرد جو يا پونه وحشى و پختن آن در تنور و سپس مخلوط كردن آن با بابونه ، نمك ، رازيانه ، تخم كرفس . . . تهيه مىشده است براى اطلاع بيشتر به مخزن الادويه ذيل ماده " مرى " مراجعه شود .
( 15 * ) - مخزن الادويه ص 574 .
Code - 694
شوك الفاره
Asparagus racemosus Willd
گياهى است بالارونده ، خاردار از خانواده
Liliaceae
، ساقه با انشعابات خميده و نخىشكل كه به وسيله خار كمك به بالا رفتن گياه از تكيهگاه مىشود . گلها سفيدرنگ و معطر و همانطوريكه از نام گونه آن پيداست به صورت خوشهاى در كنار انشعابات ساقه ظاهر مىشوند . گياه در هند ، افريقا ، استراليا رويش دارد .
Asparagos pterios
كه به اشفاراغش فطراوس معرب شده است و آن هليون يا مارچوبه مىباشد مىنويسد نوعى از آن را ميواقنثوس 1 * مىنامند و ابو ريحان نام عربى آن را شوك الفاره ذكر مىنمايد . به جز ابو ريحان كه اين گياه را ذيل ميواقنثوس آورده است بقيه مولفين آن را با هليون يك جا ذكر نموده و اثرات درمانى آن را با هليون ( مارچوبه ) يكسان دانستهاند لذا از شرح جداگانه براى آن خوددارى كردهاند .
ابن بيطار مىنويسد نوعى از هليون داراى خارهاى زياد است و به زبان اندلسى اسرعين ناميده مىشود و صاحب مخزن مىنويسد كه گياه خاردار است گل آن مايل به سفيدى است و برگ آن شبيه به رازيانه و غالبا بر درخت انار مىپيچد و به اندلسى آن را اسيرعين مىگويند .
موارد مصرف آن در طب سنتى همان است كه ذيل ماده هليون ( بستانى ) در همين مجموعه آمده است .
امروزه نيز از ريشه گياه به عنوان مقوى باه ، مشهى ، ضد اسپاسم ، بندآورنده اسهال ، مدر و زيادكننده ترشحات شير استفاده مىشود .