كف اطاقها استفاده مىشده است . گياه را امروزه به پارسى بابونه زرد و در اراك آن را ستاره سپيد و به عربى آن را عين الثور و بابونج اصفر مىنامند .
محل رويش :
شمال : منجيل ، بين اسالم و خلخال ، لاهيجان ، پل ورسك ، ايسپيلى - آذربايجان : اهر ، كلير ، اروميه ، گردنه قوشچى ، دره قاسملو - كردستان : مريوان ، ميانداغ ، ديوان دره - شمال شرقى : شاهرود ، شاهپسند - البرز :
دماوند ، گچسر و نقاط ديگر ايران رويش دارد .
( 1 * ) - بفثلمن
Bouphthalmon
( 2 * ) - قخلن
Qakhlon
( 3 * ) - مدن ، اين واژه در مفردات ابن بيطار دمن آمده است ، مدن شهرى است در ايتاليا
( 4 * ) - قيروطى در اصطلاح اطباء عبارت است از موم و روغن و گفتهاند معرب است از كيرو وى فارسى و اين بعيد است زيرا موم را به يونانى قرس به كسر قاف و راء مهمله و به رومى قيروطى نامند ( قرابادين صالحى 243 ) . قيروطى ماخوذ از لاتين
Crato
و مشتق از يونانى
Cera
به معنى موم مىباشد و در انگليسى
Cerate
به معنى مرهم و موم روغن مىباشد
( 5 * ) - عجل - گوساله اين واژه در ساير منابع عين الحجل آمده است كه حجل به معنى كبك مىباشد و عين الحجل به معنى چشم كبك
( 6 * ) - همانطوريكه ملاحظه شد ابو ريحان ذيل عناوين بهار ، عين البقر و عرار اين گياه را شرح داده است و در اينجا از ترجمه پارسى و همچنين از متن عربى استفاده شده است
( 7 * ) - در اصل بياض العين
Leukoma
، لكه سفيد روى قرنيه
( 8 * ) - آثار ، كدم خفيف ، كدر
Ecchymosis
، خونمردگى ، تغيير رنگ خون در اثر نشست خون در بافت زير جلد
( 9 * ) - اقحوان ، اقحوان كبير
Chrysanthemum parthenium L
Code - 532
فالنجيقن
Anthericum liliago L Anthericum ramosum L
منظور از فالنجيون يا فالنجيقن در كتب قديم دو گياه مىباشد كه نام علمى آنها در صدر آمده است .
ديوسكوريد ذيل فالنجيون 1 * مىنويسد :
فالنجيون كه آن را فالنجيطس و برخى لاوقاقنثن ناميدهاند داراى سه شاخه جدا از هم مىباشد گل آن سپيد شبيه به گل سوسن كمى دندانهدار ، دانه آن سياه به اندازه نصف عدس باريكتر ، ريشه آن كوچك و باريك است هنگامى كه آن را از زمين خارج مىنمايند به رنگ زرد است و سپس به رنگ سفيد درمىآيد در تپه هاى خاكى مىرويد تناول برگ ، دانه و گل آن با شراب در گزيدگى عقرب و رتيل سودمند و در كليت نيز موثر است ( ترجمه از دياسقوريدوس م - 3 ش 103 ص 288 ) .