گياه در يونان - شمال افريقا - عربستان ، سوريه ، فلسطين ، عراق ، بلغارستان ، قفقاز ، افغانستان ، پاكستان رويش دارد در ايران در اطراف تهران ، شهر رى ، سولقان ، سرخه حصار ، كرج ، آذربايجان ، اصفهان ، كرمانشاه ، همدان ، نهاوند ، ازنا ، مشهد مىرويد .
گياه به يونانى بوغلصن
Bugholson
و به عربى لسان الثور ناميده شده است اين دو نام يونانى و عربى به دو گياه ديگر
Anchusa offcinalis , Borago officinalis L
نيز داده شده است با توجه به اينكه در شرح اسماء العقار آمده است " لسان الثور ، هى الكحيلا ، هى الحماحم و يقال حمحم " و نيز در جامع مفردات ابن بيطار مذكور است كه " حمحم هو لسان الثور عند اهل الشام و الشرق و ديار بكر . . . " و امروزه در كشورهاى عربى بهويژه در سوريه
Borago officinalis L
حمحم مىنامند لذا لسان الثور مندرج در شرح اسماء العقار و جامع مفردات ابن بيطار
Borago officinalis L
مىباشد نه گياه مورد بحث .
برگ گاو زبان به عنوان مدر و ملين به صورت پخته در طب عوام مصرف مىشود . در ايطاليا نيز از پخته آن به عنوان نرمكننده استفاده مىشود . دمكرده گل گياه در ناراحتىهاى گوش و معده سودمند است .
گياه را به عربى لسان الثور ، ذنب القط ، لسان الحمل و به پارسى گاو زبان ، بلقمش
Balqamesh
( در مشهد ) ، گلگاوزبان ، گوزبون
Gov - zobun
( در گچسر ) مىنامند .
برگ گاو زبان از اقلام صادراتى مىباشد .
Code - 461
نار قيصر
Anchusa officinalis L
گياهى است علفى ، دو ساله ، به بلندى 30 تا 60 سانتيمتر ، خشن ، برگها ساده ، بيضىشكل دراز ، گلها مجتمع به رنگ آبى يا گلى و حتى سفيد به صورت خوشه فشرده كه در اروپاى مركزى و جنوبى به مقدار زياد مىرويد ولى در ايران رويش ندارد .
قدما آن را نوعى انحسا ( معرب
( Anchusa
دانستهاند كه به يونانى
Anchosa , Ankousa
به معنى رنگ كردن پوست مىباشد . انجشا ، انجوشا ، ابو خلسا و شنجار اسامى مترادف با انحسا مىباشند كه در حقيقت اين اسامى به جنس
Anchusa
داده شده است ديوسكوريد از جنس
Anchusa
سه نوع را با نامهاى انقوليا يا الوقس ، قبياديون و انوحيلس و ابن سينا و ابن بيطار چهار نوع را با نامهاى يونانى ذكر نمودهاند كه غالبا اسامى تحريف شده است با توجه به اينكه اين انواع را ذيل جنس و در يك موضع آوردهاند اثرات درمانى اين انواع نيز درهم آميخته و تفكيك آنها بسيار مشكل مىباشد . صاحب مخزن در اين مورد چنين مىنويسد :
ابو خلسا اسم يونانى است به عربى حناء الغول ، خس الحمار ، اروسه ، رجل الحمامه . . . كحلا و كحيلا هريك به عربى نوعى ابو خلساست .
در مفردات ابن بيطار آمده است " حميرا رجل الحمامه است به لغت اندلس " و در واژهنامههاى جديد حميرا ، رجل الحمامه ، لسان الثور ، ساق الحمام و نار قيصر به صورت مترادف آمده است . نام حميرا به اين جهت به گياه داده شده كه حمره به معنى سرخى و حمراء به معنى زن سرخرنگ و رو مىباشد و چون از ريشه