( 4 * ) - در اينجا منظور فلج است ، استرخاء مرضى است عصبانى كه ضعيف و سست مىگردد در آن عضله اعصاب حركت و عاجز مىآيد . . . نزد قدما مراد فالج عمومى بدن است .
( 5 * ) - آجيش ، از فعل آجيدن ، قشعريره و داندان شدن بدن ( ناظم الاطباء ) .
( 6 * ) - كاليوى ، راست شدن نوك موها از ترس و هراس و سرما
( 7 * ) - كونسته ، ( كون + استه - استخوان ) ، استخوان كون ، سرين ، كفل ، جفته ، نشستگاه
( 8 * ) - واژه ناشتا از مخزن الادويه اضافه شده است
( 9 * ) - تب چهارم ، تب چهار يك ،
Quartian fever
نوعى تب متناوب كه عامل آن پلاسموديوم و يواكس مىباشد و هر 72 ساعت يك بار عود مىكند
( 10 * ) - در ترجمه پارسى صيدنه طرخون كوهى آمده است
( 11 * ) - ملازه - زبان كوچك ، لهات
( 12 * ) - مصفاهء - استخوان پرويزنى
( 13 * ) - خياشيم - غشاء مخاطى بينى و عروق داخلى آن
( 14 * ) - در اصل قوريون است كه اشتباه چاپى است چه قوريون ، كزبره يا گشنيز
Coriandrum sativum
مىباشد .
( 15 * ) - اصل : فوريون
( 16 * ) - مغرب كه آن را مغرب الاقصى نيز ناميدهاند سه كشور مراكش ، الجزاير و تونس را شامل مىشده است .
( 17 * ) - اقحوان ، كركاش ، بابونه كبير
Chrysanthemum parthenium Bernth
.
( 18 * ) - قبه ، برآمدگى هر چيز را گويند ( برهان ) قبهء الفرج ، جبل الزهره ، تپه ونوس يا قله ونوس ، كه برآمدگى عانه زن مىباشد آن را
Mons veneris
مىنامند ، لذا منظور از قبه گل ، طبق يا نهنج گل است كه به عربى مجمع الازهار يا قرص و به انگليسى
Receptacle
مىنامند .
( 19 * ) - گندم : وزنهاى بوده است برابر با 50 ميلىگرم بنابراين 4 گندم 20 سانتىگرم مىشود .
( 20 * ) - تعفين - تنتور
( 21 * ) - تصريف ، تبديل ، جانشين
Code - 438
اناغاليس ( گل قرمز )
Anagallis arvensis L
گياهى است علفى ، يك ساله و خزنده كه ساقههاى ترد و چهارگوش و منشعب آن در تمام زمينهاى كشت شده يا مراتع گسترده مىشود ، ساقه حامل گل بهندرت از 20 سانتيمتر تجاوز مىكند برگها متقابل ، بيضوى و مثلثىشكل ، بدون دمبرگ ، گلها كوچك و زيبا به رنگ قرمز اكسيد سرب مىباشد پراكندگى گياه بسيار زياد و در اغلب مناطق آسيا و اروپا رويش دارد .
نام جنس گياه از
Anagalao
يونانى به معنى مطبوع و دلپسند و نام گونه گياه به معنى كشتزار مىباشد .