سپيد برگ نام گياهى است كه آن را به عربى بقله يمانيه گويند ( برهان ) . نباتى است شبيه به كاسنى از آن ريزهتر در كنار آبها مىرويد در تنكابن و طبرستان اشكنى 13 * گويند قسم ماده سرخ مرز است . . .
ضمادش جهت جرب ، حكه 14 * ، اورام حاده . . . قاطع باه و مصلحش جوارشات و تخمش سرد و خشك و رادع و جهت امراض حاده و اورام شربا و ضمادا مفيد و مضر گرده و مصلحش شكر و قدر شربتش تا سه مثقال است ( تحفه 51 ) .
آن را بقله عربيه و بقله مائيه . . . و به فارسى سفيدمرد و اهل بلخ منج و اهل بخارا و جرجان بورمنى و به سندى فانتهارى و بهندى چونلائى . . . صاحب دستور الاطبا نوشته كه بيخ آن را چون به آب بسايند و بر عرق مدنى 15 * كه به فارسى رشته و پيو و به هندى نارو نامند بمالند نافع است ( مخزن 147 ) . اشكينى لغت اهل مازندران است و در عربى بقله اليمانيه گويند در كنار آبها و بعضى بستانها مىرويد مايل به سرخى و بىطعم و قسم ماده سرخ مرز است اهل مازندران از اشكنى ، اسفناج ، تخم مرغ خورش ترتيب مىدهند و كورود [ واژه ناخوانا است ] يا چلاو مىخورند و آن را پشتمباش نامند . . . ( فروغ ناصرى ) .
در شرحى كه مايرهوف بر شرح اسماء نوشته است نام عربى
Amaranthus blitum L
را بقله اليمانيه و شدح آورده كه سينونيم گياه ذكر شده در فوق است . واژه يربوز و جربوز را مشتق از نام سريانى گياه زربوزا دانسته است . رازى در جلد 22 كتاب الحاوى در شناسائى واژههاى مجهول اسامى زرنو ( يونانى ) ، زرندرب ( سريانى ) را مترادف با بقله اليمانى آورده است تصور مىكنم واژه
Zarinur
تركى استانبولى از زرنو مشتق شده باشد . امروزه در كرمان
Amaranthus blitum L
را ندرو مىنامند .
( 1 * ) -
Atriplex hastata L
سلمه ، سلمك
( 2 * ) - حمى غب ، نوبه غب ، نوبه سه يك
Tertian fever
( 3 * ) - اسفناج
Spinacia oleracea L
( 4 * ) - حمى ربع ، تب چهار يك ، نوعى تب متناوب كه عامل آن پلاسموديوم و يواكس مىباشد و هر 72 ساعت يك بار عود مىكند
Quartan fever
( 5 * ) - بورمندى در ماخذ مختلف به صور بور هندى و بورمنى آمده است .
( 6 * ) - مخنخ به صور مجنج و منج نيز آمده است
( 7 * ) - دخنح نيز به صورت دحنح و در هدايه المتعلمين دخينج آمده كه چون اخوينى خود اهل بخارا بوده است دخينج صحيحتر به نظر مىرسد .
( 8 * ) - شهديه ، قرع عسلى يا شيرينك ، كچلى فاوس
( 9 * ) - آبى ، منظور از آبى مزاج مىباشد
( 10 * ) و
( 11 * ) - يربوز و جرموز امروز اختصاصا به
Blitum virgatum L
گفته مىشود
( 12 * ) - حمى مطبقه ، حمى دائمه ، حمى لازمه ، حماى متصل كاذب ، حماى دائم غلط
Remittent fever
( 13 * ) - در مازندران
Amaranthus retroflexus L
را آشكنى مىنامند .
( 14 * ) - حكه - اكلان - خارشك
Prurigo