Code - 316
خولنجان
Alpinia galanga willd Alpinia officinarum Hance
واژه خولنجان معرب از خاولنجان فارسى و اين نيز از ريشه سانسكريتى
Kolanjan
مشتق مىباشد .
ديوسكوريد و جالينوس از آن نامى نبردهاند . بولس يا فولس اجانيطى آن را گالاگاس
Galaggas
ناميده است . در ايران از زمان انوشيروان در امر درمان وارد شده و به همين جهت خسرودار يا خسرودارو يا كسرىدارو نيز ناميده شده است .
در طب سنتى از ريزوم دو گياه فوق كه نام علمى آنها در صدر آمده است با نام خولنجان استفاده مىشده است نوع
galanga Willd
بومى جاوه بوده و در هند كشت مىشود و آن را خولنجان هندى ناميدهاند و نوع
officinarum Hance
مخصوص چين بوده و نام چينى آن
Kao - lian - kian
و خولنجان چينى ناميده شده است براى هر دو گياه اثرات درمانى مشابه ذكر شده است و برخى نوع چينى را كه بوى آن قويتر است بهتر دانستهاند . رازى ذيل ماده خولنجان مىنويسد :
ابن ماسويه گويد : آن در سوم گرم و خشك و براى معده سودمند و خوشبوكننده دهان و هضمكننده طعام مىباشد و در طب قديم آمده كه براى قوه باه و كليه و خاصره سردمزاج سودمند است ( تت الحاوى ج 20 - 445 ) . رازى در كتاب دفع مضار اغذيه گويد آن ضد نفخ و در قولنج كه از نفخ باشد و همچنين آروغ ترش بسيار سودمند است براى زياد كردن قوه باه بهتر است كه نصف مثقال يا يك درهم آن را كوبيده در نصف رطل شير گاو ريخته و ناشتا ميل نمايند كه بسيار موثر و آزموده شده است ( تت جامع مفردات ج 2 - 79 ) . خولنجان . . . بادها بگشايد و قولنج نيز و درد كلى [ كليه ] ببرد . . . بول بازگيرد چون از سردى كلى و مثانه بود و يارى دهد گوارش را . . . ( ابنيه 133 ) .
در كتاب هدايه المتعلمين با نام خولنجان در تركيبات داروئى وارد شده است اخوينى در باب تقطير البول [ چكميزك يا چكهچكه آمدن ادرار
[ Strangury
تركيبى به نام ماسك البول گرم را براى آن تجويز مىنمايد كه مخلوطى است از كندر ، بلوط ، دانه محلب ، سعد ، مر ، خاولنجان ، قرفه ، شاخ فريژ [ اگير تركى ] و راسن خشك . . . همچنين در باب القى براى جلوگيرى از استفراغ آن را به عنوان افاويه [ ادويه خوشطعمكننده غذا ] در غذا توصيه نموده است و نيز در باب نقصان باه تركيباتى را ارائه مىدهد . . . ( هدايه المتعلمين 497 - 378 - 508 ) .
خاولنجان كه خولنجان نيز ناميده مىشود چوپپارههاى درهم پيچيده و كژ به رنگ سرخ مايل به سياهى با طعم تيز مىباشد و آن از جمله ادويهجات خوشبو است و از چين با ماميران و ريوند به اطراف مىبرند ارجانى گويد جانشين آن قرنفل است و ابن ماسويه گويد كه آن را خسرودارو مىنامند . . . ( تت صيدنه عپ ش 1 ص 169 ) .
خولنجان تكههاى پيچيده سرخ متمايل به سياهى تندمزه خوشبو و سبكوزن است كه از بلاد چين آورده مىشود و ماسرجوبه گويد كه خولنجان همان خسرودارو است . . . ( تت قانون عب 459 ) . همچنين ابن