ب - به معنى
Ring worm
يا كچلى
در اينجا با توجه به اينكه در جملههاى بعد كچلى آمده است لذا قوبا ، اكزما ترجمه شده است .
( 16 * ) - نمله - طاول - و زيكول ، بول ناشى از سوختگى
Blisters from burning
( 17 * ) - حمره
Erysiplas
( 18 * ) - سلاق
Ulcerative blepharitis
، بلفاريت قرحهدار ، بلفاريت زخمى ، كه با ريزش مژگانها و پيدايش گوديهاى كوچك قرحهاى روى لبه پلك چشم مشخص مىشود .
( 19 * ) - غلظ الاجفان ،
Egilops
غليظ و ستبر شدن پلكهاى چشم همراه با سرخ شدن آنها كه در اثر آن مژه ها مىريزند و لبه پلكها زخم و گاهى منجر به كورى مىگردد .
( 20 * ) - سلخ الحيه ، پوست مار
( 21 * ) - ماليدنى
( 22 * ) - شرى ، طحفه انجريه ، كهير
Urticaria
برخى واژه نمله را مترادف با شرى آوردهاند درحالىكه با يكديگر فرق دارد چنانچه ابن سينا گويد : من جمره ، من نمله ، من شرى من جاورسيه . . . ( قانون چاپ بيروت 240 ) .
( 23 * ) - جمع ناصور يا ناسور به معنى فيستول
( 24 * ) - عرق مدنى ، پيوك ، رشته ، كرم گينه ، كرم مدينه
Guinea worm , Medina worm , Dracunculus medinensis
كرم نخىشكل كه تا 75 سانتيمتر درازاى آن مىرسد مخصوص نواحى گرم بوده و در بين عضلات و بافتهاى زير پوست انسان زندگى مىكند .
( 25 * ) - خيارك
Bubo
، بزرگ شدن غده لنفاوى به خصوص در كشاله ران كه در سفليس ، شانكر نرم ، سوزاك و طاعون مشاهده مىشود .
( 26 * ) - اربيه - مغبن ، كشاله ران ، قسمت تحتانى ديواره شكم كه به رانها متصل مىگردد
Inguen , Groin
Code - 299
صبر عدنى ( انصارى )
Aloe ferox Mill
شيرابه سفتشده برگ گوشتدار اين گياه كه در افريقاى جنوبى رويش دارد به نام صبر كاپ
Aloes du cap
ناميده مىشود . اين نوع صبر در كتب طب سنتى به صبر عربى ، صبر يمانى ، صبر يمنى معروف بوده است . در ليبى و سوريه آن را صبر الهامه مىنامند .
خواص درمانى اين نوع صبر و ساير انواع يك جا ذيل شماره 297 آمده است به اين شماره مراجعه شود .
Code - 301
صبر فارسى ( ابن سينا )
Aloe littoralis Baker
تنها نوع
Aloe
مىباشد كه در ايران در بلوچستان و قشم رويش دارد . صبر حاصل از اين گياه را در طب سنتى صبر سميخانى ( ابو جريح راهب ) ، صبر فارسى ( ابن سينا و صاحب مخزن ) و صبر بردكى ( انصارى ) مىناميدهاند .