طاليسفر ( نبق هندى ) : پوستهاى است رهآورد هندوستان . قبض و تند و كمى خوشبو . كمى لطافت دارد و گوهر خاكى در آن زياد است . مزاج : به عقيده جالينوس سردى و گرمى آن چندان نمايان نيست كه به حساب آيد . بعضى گويند : گرم و خشك است و گوهر خاكى در آن بسيار است . اندامان دفعى : در فساد معده و مرضى كه خوب نمىشود و قرحههاى روده و خونريزى پيزى و علاج بواسير نافع است . « 2 » براى تحقيق بيشتر به موضوع ، زرنب مراجعه شود .
طباشير
روايت از جابر بن حيان :
طباشير : به فتح طا و باى موحده و الف و كسر شين معجمه و سكون ياى تحتانى و راى مهمله ، به هندى نبسلوچن و سندها مىگويند و آن چيزى است سفيد ، كه در ابتداى رطوبتى رقيق در جوف بعضى نى مجتمع شود و بعد از آن منعقد و خشك گردد و بعد از شكافتن بيرون مىآيد و بهترين آن ، سبك ، سفيد ، شفاف مايل به كبودى شبيه به صدف است و آن را طباشير صدفى نامند . سرد و خشك در سوّم و گويند در دوّم و به قول ابن سينا ، سرد در دوّم و خشك در سوّم و در آن قبض و دفع و تحليل اندك . مقوّى قلب حار و بارد و نافع خفقان حار و غشى عارض از انصباب صفرا بهسوى معده است . « 3 » طباشير ( تباشير ) : تباشير سوخته ساقههاى چوب خيزران است . گويند : در هنگام وزيدن بادهاى سخت ساقههاى خيزران از اثر به هم سائيدن مىسوزند و تباشير خاكستر اين سوختن است . تباشير رهآورد هندوستان است . مزاج : در دوّم سرد و در سوّم خشك است . خاصيّت : قبض است و دفع كننده و كمى گدازندگى دارد . سردى بخشيدنش از هر