حجر الكلب :
سنگى را گويند كه سگ آن را در دهان گرفته ، بعد به خارج مىاندازد .
حجر لبنى :
سنگى خاكى و شفاف است . در آب حل شده ، مثل شير سفيد مىگردد .
لبنى آن را حجر الابيض نوشتهاند .
حجر لوقواعرافس :
سنگى مخصوص است كه در بعضى مناطق هند بر آن رخت مىشوند . سنگى عادى است ، فقط براى شستن لباس در نزديك آبها گذاشته مىشود .
حجر المسن :
سنگ فسان ، سنگ كارد : سنگى است كه با آن چاقو را تيز مىكنند .
حجر المشقق :
سنگى است به رنگ زعفران و ترك خورده است .
حجر القمر :
از شكم پلنگ ماده ( نمر ) بيرون مىآيد . رنگ آن سفيد و سياه است و به اندازه مغز بادام است .
حجر اليهود :
عربى : زيتون بنى اسرائيل ، حجر الزيتون سريانى : كيفا يهوديه ، فارسى :
سنگ جهودان ، سانسكريت :
استورن ، هندى : پتر بير ، انگليسى :
jews stone
،
calcareous stone , helmin tholi thus , judoicus
سنگى است به شكل بلوط . « 1 »
سنگ بصرى ، توتياى كرمانى ، توتياى سفالك :
نوعى دود منجد است در شهر كرمان خاك و سنگ معدن رصاص اسود را وقت گرم كردن آن رصاص اسود و يزغ معدنى حاصل مىكنند ، دود آن مواد در بخارى منجمد شده و مانند سنگ مىشود .
سنگ مرمر :
حجر الرخام ، السطريط ، يونانى آن را ليموليا مىگويند . سنگى معروف است كه سفيد و چرب و نرم مىباشد .
سنگ راسخ :
از آن مس حاصل مىشود .
سنگ سبيج :
سنگى سياه ، براق و خفيف است .
سنگ سرماهى :
سنگى سفيد است كه از يك نوع ماهى از سر آن به دست مىآيد .
سنگ پرستوك :
حجر الخطاطيف ، از شكم ابابيل بيرون مىآيد .
سنگ جراحت :
عربى : حجر الزخم ، حجر الاعرابى . فارسى : شكرسنگ ، سنگ زخم . سنسكريت : كنبوچير ، خلكش جير ، شنكه جيرك .
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 103 .