* رازيانه
عربى : رازيانج ، بذر رازيانج .
فارسى : رازيانه ، باديان ، تخم باديان ، بادتخم ، جوللو ، والان بزرگ .
يونانى : مارويون ، مارسيون ، برهليا ، قومارثون .
رومى : شمر ، شمار .
مغربى : بسباس .
سنسكريت : ستا ، مدهوركا ، مادهرى .
انگليسى :
fennel fruit
لاتين :
pimpinalla anisun foeniuculam vulgare
عرق آن را در عربى ماء الرازيانج ، به فارسى عرق باديان ، به هندى : سونف كاركه در انگليسى :
aqua foeniculi , fennal water
مىنامند . « 1 » حكماى عرب مطابق نوشتههاى اهل يونان در باره رازيانه نوشتهاند و
hippocrates
و ديسقوريدوس آن را مدر ، مدر حيض و عصاره آن را مقوى چشم گفتهاند .
pliny , nicander
رازيانه هندى كوچك و راست و با نوع اروپايى تفاوت دارد . اهالى هند آن را براى خوراك و جهت خوشبو كردن ادويه استعمال مىكنند از آن عرق باديان درست مىكنند بعضى در انيسون و باديان مشابهت مىدهند در ايران بيشتر اطباء هر دو را رازيانه نوشتهاند در هندى باديان را سونف و دومى را انيسون مىگويند نيز در انگليسى باديان را
foe nicum vulgare
و انيسون را
anise erva
dos
مىنامند . در ميوه رازيانه 3 درصد روغن فرارى كه جوهر آن
c
61
h
21
o anethol
يا
anise campher
وجود دارد بيخ آن هم به عنوان دارو استعمال مىشود
wernecke
از ميوه آن 25 / 7 درصد خاكستر گرفته است . « 2 » رازيانه گياه دارويى ارزندهاى است كه در تغذيه و صنعت عطر سازى نيز از آن استفاده فراوان به عمل مىآيد ، مانند آنكه از اعضاى مختلف آن در درمان بيماريها به
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 151 .
( 2 ) - فارماكوگرافيا ، ج 2 ، ص 124 .