نويسنده كتاب مخزن الادويه آن را
ocimum
گفته است كه نامى اروپايى است . برگ بزرگ ريحان را
ocimum magnum
و ريحان برگ كوچك را
ocimum parvum
مىگويند ريحان را گرم و خشك ، بادكش ، محرك و صاف كننده خون گفتهاند ، از تخم آن بيشتر به دليل مواد لعابى كه در آن وجود دارد استفاده مىشود .
شكسته تخم ريحان اثر قابض دارد و سيلان رودهها را مىبندد از عصاره برگ ريحان براى تنقيه دماغ سعوط مىگيرند .
نوعى ريحان از
pliny
ذكر شده كه براى جلوگيرى از قبض معده به اسب مىدهند و نوعى ريحان به نام
ocimum basilicum
از ديسقوريدوس ذكر شده است .
de . gubernatis
بيانى لطيف از ريحان ذكر كرده است او مىگويد : در ايتاليا دختران آن را در كمر مىگذارند و خانمهاى ازدواج كرده بر سر مىبندند . در اروپا ريحان بهعنوان سبزى خوردن مصرف مىشود و آن را همانند نعناع و صعتر مىشناسند ريحان را براى امراض اعصاب و هيسترى مفيد گفتهاند ، در شهر بوئنوسآيرس عصاره تازه آن را براى دفع كرم معده استعمال مىكنند .
در هند 3 نوع ريحان روييده مىشود : نوعى مانند نعناع است كه در باغها مىرويد .
نوعى ديگر به نام
pilosum roxburgh
كه بوى آن مانند ليمو است و نوع سوم كه بوتهاش كوچك است و عموما در باغها و زمينهاى كنار آب مىرويد و بوى آن شبيه بوى نعناع است ولى با
ocimum canum
فرق دارد .
آب مقطر برگ آن 56 / 1 درصد روغن سبز مايل به زرد دارد . از آب رقيق و در حالت جامد شدن آن ماده
basil campher
حاصل مىشود از آن به كمك الكل روغنى جامد به فرمول
C 20 H 10 HO 6
به دست مىآيد . « 1 » ريحان يكى از سبزيهاى خوردنى ، معطر و خوشبو است كه داراى ساقه نازك و برگهاى درشت است و خام آن خورده مىشود . در ميان كردها دمكرده آن را براى دفع سردرد سرفه و سياه سرفه به مصرف مىرسانند . « 2 »
هامش
( 1 ) - فارماكوگرافيا ، ج 2 ، ص 84 .
( 2 ) - طب سنتى در ميان كردان ، ص 94 .