مىآيد . درخت خار شتر در منطقه خراسان و شام زياد روييده مىشود . « 1 » ترنجبين به فتح تاى فوقانى و راى مهمله و سكون نون و فتح جيم و كسر باى موحد و سكون ياى تحتانى و نون معرب ترنگبين فارسى است و معنى آن عسل تر و به عربى عسل الحاج و به يونانى سخارون گويند . به هندى شكر جواسا در انگليسى ميناآذرى دزرت و به لغت اهل سودان طنياط گويند و آن شبنمى است كه از آسمان بر درخت خارشتر در ملك شام و خراسان و ما وراء النهر و گرجستان و همدان و نواحى آن مىنشيند و منعقد مىشود ، مانند ريزههاى نبات ، مزه آن شيرين و جالى و بهترين آن سفيد تازه پاكيزه غير مخلوط با برگ و خار آن است كه از خراسان مىآورند و بهترين آن سمرقندى تازه سفيد با اوصاف مذكور است . مزاج آن گرم و تر در اول و معتدل در حرارت و رطوبت است . « 1 » ترشحات و شيرابههاى برگ و ساقههاى گياه خارشتر كه از لحاظ شيميايى نوعى از مَنّ مىباشد در تركيب ترنجبين ساكارز و ملزيتوز موجود است و آن در تداوى به عنوان ملين استعمال مىشود . « 2 » ترنجبين همان مَنّ است كه در تورات و قرآن مجيد آمده است مَنّ ترنجبين بود و سلوى مرغ بريان . ترنجبين ماده قندى گياهى است با تيغ زدن شاخه گياهى كه آن را خارشتر يا خاربز مىنامند به دست مىآيد . اين خار بيشتر در نواحى شمالى ايران و در اطراف كوير مىرويد در طب ايران به عنوان دارو و همچنين براى شيرين كردن جوشاندهها به مقدار 70 - 80 گرم تجويز مىنمايند . « 3 » ترنجبين : ماده شيرينى است كه از گياهى به نام خارشتر چكيدهاش گرفته مىشود كه در اواخر تابستان خشك شده ترنجبيندار آن را روى سفره تكان مىدهند تا چكيدههاى
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٨٤
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 73 .
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 22 .
( 2 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1072 .
( 3 ) - طب النبى ، ص 175 .