جيوه مغز حنظل ، گوگرد ، هل ، فلفل دراز ، عاقرقرها و هليله از هر كدام 4 حصه به كار رفته است . در سنسكريت نام حنظل اندروارونى و ويشالا است .
در هند حنظل را با حب القراب با آب ساييده و روى دانههاى پوستى مىمالند . در روماتيسم از ريشه آن و فلفل دراز بطور مساوى قرص درست مىكنند و استعمال مىنمايند . همچنين از ريشه آن معجونى درست كرده براى جلوگيرى از بزرگ شدن شكم بچهها مىمالند .
اطباى مسلمين در باره حنظل مفصل بحث كردهاند و آن را مسهل قوى و خارج كننده بلغم از تمام نقاط بدن شناختهاند . ميوه ، برگ و ريشه آن در داروسازى مستعمل است . در امراض يرقان ، استسقاء ، قولنج ، كرم معده و داء الفيل استعمال مىشود . بر رحم خراش وارد مىكند . بخور آن مدر حيض است .
براى باد شكم صاحب مخزن استعمال حنظل را بدين ترتيب ذكر كرده است :
حنظل را يك سوراخ كرده در آن فلفل سياه پر كنند ، لبه سوراخ را بسته در گل پيچيده در خاكستر كنار آتش به مدت چند روز بگذارند . بعد آن فلفلها را در آورده به عنوان بادشكن و ملين معده استعمال مىكنند در دستور ديگرى به جاى فلفل از ريوند چينى به همان صورت استفاده مىكنند . صاحب مخزن ادويه تخم آن را مسهل گفته است . نيز براى اثبات رنگ مو مفيد است .
به همين جهت امروزه در اروپا تخم حنظل مورد استفاده زيادى دارد . شايد اثر مسهل تخم صحيح نباشد . به اين جهت كه در ايام قحطى تخم را شسته و مىخوردند . اهل يونان و روم حنظل را از قديم مىشناختند .
از عمل شيميايى در آن ماده
colocynthin c
65
o
52 حاصل شده است . نيز بعضى در
آن ماده
colocynthia c
44
h
46
o
31 حاصل كردهاند .
در ريشه آن مقدار زيادى نشاسته و
woody fibre
است . عصاره آن به رنگ زرد مزه آن تلخ و مواد روغنى در آن وجود دارد .