صوردارويى :
در مصارف داخلى الكلاتور يا تنطور آن به مقدار 50 تا 70 قطره در روز مصرف مىشود در استعمال خارج جوشانده 50 در هزار آن در ضرب ديدگى و كوبيدگى اعضا و همچنين تسكين خارش عضو تناسلى زن با تاثير دادن بر روى عضو به كار مىرود .
برگ خشك شده آن در فرمول بم ترانكى واونگان پوپولئوم وارد مىگردد .
مصلحش : عسل و قند سفيد مىباشد .
بدلش : كاكنج و عصى الراعى است .
محل رويش آن :
گرگان ، بندر گز ، مازندران ، بابل ، تميشان ، دره هزاره ، لاهيجان ، جنوب هشتپر ، اروميه ، فارس ، شيراز و سيستان مىباشد . « 1 »
محل رويش :
هندوستان مىباشد و در فصل باران بدست مىآيد .
نسخه :
در نسخههاى مسكن و غرغره گلو و امراض جگر به شكل گرد و شربت و عرق شامل شده است و نيز در مرض سفليس با ديگر دواها داده مىشود . « 1 » دستور بريتانى مادهاى كه جوهر تاجريزى باشد آن را به نام سلانين ذكر كرده كه عينا در امراضى كه ذكر شده است تاييد نموده است . « 2 »
هامش
( 1 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 2 ، ص 483 .
( 1 ) - همدرد ، ص 131 - 140 - 195 - 227 .
( 2 ) - دستور بريتانى ، ص 1271 ؛ مخزن المفردات 270 .