مىكند و از امراض جذام و پيسى كسى را كه خوردن آن را ادامه بدهد خاطر جمع مىسازد . « 1 » امير المومنين عليه السلام فرمود : آثار گرسنگى در صورت رسول خدا صلى الله عليه و آله ديدم رفتم ده دلو براى يك زنى از انصار آب كشيدم ده خرما و يك بند كوچك تره گرفتم آوردم به رسول خدا صلى الله عليه و آله دادم خورد . « 2 » سلمه گويد : در مدينه ناراحت شدم حضور امام ابى الحسن عليه السلام رفتم به من فرمود : صورت تو را زرد مىبينم برو تره بخور ، رفتم خوردم و خوب شدم . « 3 » موسى بن بكير گويد : جوانى به امام ابى الحسن عليه السلام از مرض طحال سؤال كرد ، حضرت فرمود : به او تره بدهيد داديم خون قطع گشته و مرضش خوب شد . « 4 » اطبا مىگويند : با گرم كردن طحال بند آن باز شده خون كثيف آن از بدى مزاج جمع شده باشد ، ورمش خوب مىشود . يونس بن يعقوب گويد : ديدم ابى الحسن اول عليه السلام تره را از ريشه قطع كرده و مىشست و مىخورد . « 5 » از جعفر بن محمد در باره سير و پياز ناپخته و پخته سوال كردم چه طور است فرمود : مانعى ندارد اما اگر ناپخته بخورد داخل مسجد نشود تا بوى بد آنها مردم را اذيت نكند . « 6 » سيارى گويد : امير المومنين عليه السلام تره را با نمك درشت مىخورد . « 7 » امام ابى الحسن عليه السلام تره را در بستان مىخورد و مىفرمود : اين براى بواسير خوب است . « 1 » عنه عن سلمة قال : اشتكيت بالمدينة شكاة شديدة فأتيت أبا الحسن عليه السلام فقال لى : أراك مصفرا ؟ قلت : نعم قال : كل الكراث فاكلته فبرئت . « 2 »
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص١٠١
هامش
( 1 ) - مكارم الاخلاق ، ص 204 .
( 2 ) - محاسن ، ص 511 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - همان ، ص 512 .
( 6 ) - دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 112 .
( 7 ) - محاسن ، ص 511 ؛ مكارم الاخلاق ، ص 203 .
( 1 ) - همان .
( 2 ) - محاسن ، ج 2 ، ص 511 .