به زرد و سفيد مايل به سبز است .
پادزهر اسم فارسى است و از جنس ترياق مىباشد و معنى آن غسال السم است و مراد از آن چيزى است كه در مقابل سموم مقاومت نمايد مثل ترياق آن را به عربى حجر السم و فادزهر گويند و آن اسم هر چيز است كه شرب ( نوشيدن ) و آويزان كردن آن حفظ روح از نقص و دفع يا مقاومت در مقابل ضرر سم نمايد . مىگويند كه آن اسم عام است و هر چيزى كه به وسيله آن مداواى سموم مىنمايند و گاهى از مطلق آن منظور ترياق باشد و گاهى ميان هر دو لفظ فرق مىكند .
چنانچه اصطلاح بعضى اطباست كه اطلاق ترياق بر دواى مركب كه كار آن دفع سم است مىنمايد و پادزهر اسم دو دواى ترياقى است كه يكى از آن معدنى و ديگرى حيوانى مىباشد .
پادزهر معدنى : آن را حجر السم و به فارسى : پادزهر كانى و زهر مهرى نامند . و آن سنگى معدنى است به رنگهاى مختلف و معادن آن ممالك خطاى كوهستان چين ، تبت ، قندهار ، كرمانشاه ، خراسان ، كرمان ، توران و خليص كه از نواحى مدينه طيبه است مىباشد و بهترين آن خطايى است . افلاطون در كتاب جامع الخواص آورده كه آن سم را جذب مىكند و شرائين ( سرخرگها ) و ساير عروق بدن را از سم پاك مىسازد و خون را از مسموميت هر سم كشندهاى كه باشد مىگرداند ، اگر پيش از پراكنده شدن سم در بدن خواه آن سم مشروب خورده شده حيوانى گزيده باشد اگر آن را بسايند و جاى گزيدگى جانور سمى بپاشند سم را با ترشح دفع مىنمايد و اگر بخورند سم را جذب و دفع مىكند . احمد بن يوسف گويد : سنگ پادزهر نافع سم عقرب است و آن را در انگشتر طلا نصب مىكنند .
خواص :
سرد و خشك در درجه دوم و مقدار خوراك گردش : يك گرم است .
قابض ، مفرح و ترياق سموم است نيز نافع خفقان طپش و ضعف قلب مىباشد ، در