تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
انگليسى :
yarrow nose bleed
فرانسوى :
herbe aut charpentiers miepefeuicce
در جنوب هيماليا پيدا مىشود . نيز در باغها كشت مىشود . انواع مختلف اين درخت در طب از تاريخ قديم مستعمل بوده ، ديسقوريدس آن را قابض و مورث حيض گفته است . و به قول سليتى اول دارو هست كه براى معالجه زخم معرفى شد ، و صاحب كتاب اسم مربى آن را قيصوم و ابن سينا در باره آن گفته كه جالينوس مىگويد : گال برنجاسف خيلى معروف‌تر از افسنيتن است و آن را در فارس برنجاسف مىگويند كه آقاى
stoch
آن را به اسم علمى
artemisia santolina linn
بيان كرده است . اسم ديگر فارسى آن درخت بومادران است . در ولايت سند و ايران آن را به طور مقوى استعمال مىكنند . در كتاب لسان العرب اسم عربى آن را : شوپلا ، حبق الراعى ، عبيثران نوشته است . ارطماسيا . قرنساوى :
aromoise
، لاتينى :
artemisia vvlgaris .

اين درخت با عمر دراز در بيابانها زرع مىشود و براى بوى خوش آن در باغها نيز زرع مىكنند . « 1 » لفظ طبى برنجاسف :

achillea millefolium
گياهى است از يك تا دو وجب و تا 1 متر هم مىرسد . برگهايش باريك و از وسط بريده است . گلش مثل گل شويد چتردار است و رنگش آبى است . بر ساقه اين گياه رطوبتى چسبناك است . برنجاسف و قيصوم هر دو يك گياهند . نر را قيصوم و ماده را برنجاسف گويند و شناخت بين اين دو اين است كه قيصوم بزرگ مىشود و برنجاسف كوچك مىماند ، قيصوم شاخه ندارد و برنجاسف شاخه‌هاى متعدد دارد . گلش بدبو است . جابر بن حيان در رساله خود از بادآورد به نام شوكة البيضاء نام آورده است . بادآورد را به اسم علمى
Fagonia Cretica
نوشته‌اند و به آن كنگر سفيد هم مىگويند . گياهى كوچك و خاردار است كه ساقه‌هايش مايل به سفيدى مىباشد . همه اجزاى آن در طب استفاده مىشود . مزاج بادآورد گرم و خشك در درجه اول است .
هامش
( 1 ) - لسان العرب ، ص 84 .