همراه خود الماس داشته باشد از صاعقه ايمن باشد و از سختى ادرار راحت گردد . « 3 »
خوراك :
به طور كشته خورده مىشود و مقدارش يك الى دو برنج است . « 4 »
محل پيدايش :
محل پيدايش آن در معادن است .
مشابه :
مشابه الماس ، انواع ديگر الماس است . « 5 »
* املج
تعريف :
درختچهاى كوچك با تنه خميده و شاخههايى با حالت گسترده است .
پوست خاكسترى رنگ آن به صورت قطعاتى از ساقه جدا مىگردد .
گلهاى زرد مايل به خاكسترى آن ، به صورت مجتمع در محور شاخهها ظاهر مىشوند . ميوهاش گوشتدار ، مدور و به قطر متوسط يك سانتيمتر مىباشد . به حالت وحشى در نواحى حاره و نيمه حاره هند مىرويد يا پرورش مىيابد . در سيلان ، چين و مالايا نيز پراكنده است . ميوه ، برگ ، گل ، ريشه و دانه آن به مصارف درمانى مىرسد . در ايران نمىرويد .
* انار
تعريف :
انار درختچهاى از تيره مورديها است كه گاهى آن را تيرهاى مستقل محسوب داشته و بنام انارها مىنامند . پوست آن خاكسترى و برگهايش بيضوى و گلهايش تا حدودى بزرگ و قرمز است . « 6 » انار از خانواده پونيكاسه است . « 7 » انار ميوهاى است مشهور كه اقسام مختلف دارد و از لحاظ طبى شيرين و ترش و مخلوط آن اثرهاى مختلف دارد . تخم ، پوست و پيه آن هر كدام جداگانه خواص مختلف دارند . « 1 » بهترين نوع آن باغى شيرين بدون دانه است كه املسى مىنامند . انار شيرين داراى
هامش
( 3 ) - تنسوخنامه ، خواجه نصير ، ص 69 .
( 4 ) - المفردات ، ص 522 .
( 5 ) - همان .
( 6 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 358 .
( 7 ) - مفردات پزشكى ، دكتر آئينه چى ، ص 35 .
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 203 .