تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

اجسام معدنى اثر مىكند و سرب در آن مؤثر است . « 1 » جابر بن حيان در رساله خود از الماس اسم آورده است . به علت تعفن‌آور و شكننده بودن قسمت‌هاى داخلى بدن كشنده است و نبايد به طور خوراكى استعمال شود و چنانچه از آن خورده شود ، مصلحش قى كردن به وسيله نوشيدن شير تازه دوشيده گرم گاو و روغن آن است . اين عمل آنقدر تكرار شود تا الماس بيرون آيد . نيز به قول اهل هند مصلح آن شير بيخ درخت بانس ( نى ) مىباشد . « 2 » اطبا گفته‌اند چون از معده به رگهاى جگر برسد به علت سنگينى و حرارتش باعث سوراخ شدن جگر « 3 » مىشود . مضر معده است و مصلحش شير تازه و قى كردن است . « 4 »

اسم :

الماس را به لاتينى : « 5 » DIAMOND

به فرانسوى : « 6 » DIANAMT

به يونانى : سيموس ، به عربى : شمور و به هندى : ماس مىگويند . « 7 »

مزاج :

بعضى گفته‌اند : سرد و خشك و بعضى گفته‌اند كه : بسيار گرم و خشك است . « 8 » در درجه چهارم سرد و خشك است . « 9 »

خواص :

با وجود اين كه ماليدن كوبيده و بو داده الماس بر دندان ، آن را بسيار براق مىكند ولى به علت خطرناك بودن ، استعمال آن ممنوع است . قرار دادن الماس در دهان باعث مىشود كه بدون زحمت دندان را بكشند ، آويزان كردن آن مقوى قلب ، رفع كننده ترس ، نافع رعشه و باعث سرعت در زايمان و نوع شش ضلعى آن مانع صرع مىشود . الماس به طور كلى ، خوراكى نبايد استعمال شود . « 1 » مقوى باه است و همراه بودن آن باعث قوت قلب و دور كردن رعشه است . كتاب همدرد الماس را در نسخه‌هاى : الماس طلايى ، زرنيخ سرخ ، جيوه و عرق ليمو براى امراض آلت تناسلى مردان مثل نرمى ، كمى و ضعف آلت به كار برده است . « 2 » كسى كه

هامش
( 1 ) - تحفه حكيم ، ص 239 .
( 2 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 192 .
( 3 ) - صيدنه ، ص 85 .
( 4 ) - بستان المفردات ، ص 298 .
( 5 ) - المفردات ، ص 522 .
( 6 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 343 .
( 7 ) - تحفه حكيم ، ص 239 .
( 8 ) - قانون ، ج 2 ، ص 77 ؛ محيط اعظم ، ج 1 ، ص 192 .
( 9 ) - المفردات ، ص 522 .
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 193 ؛ قانون ، ج 1 ، ص 77 .
( 2 ) - كتاب همدرد ، ص 193 .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 250 | مصطفى النوراني الاردبيلي