* اشنه
[ تعريف ]
نوشتهاند . گياهى است مانند پوسته كه دور ساقه درخت بلوط ، صنوبر و گردو مىپيچد . اشنه به صورت ماليدنى و خوردنى استعمال مىشود . اشنه پوستى است باريك ، لطيف و شبيه به ريسمانهاى باريك و پهن كه به هم و بر شاخههاى درخت بلوط ، صنوبر و جوز مىپيچد و بر ساير درختها پيدا مىشود و بيخ ، گل و تخم مطلقا ندارد و طعم آن ملس بين ترش و شيرين و با تلخى ، قبض اندك و خوشبو است . ابو العباس در كتاب عطر نوشته : آن نباتى است در سواحل دريا از جده تا يمن و تا ساحل بصره و برگ آن شبيه برگ درمنه ( شيح ) و با رنگ روشن مىباشد . « 1 » از جنس حزاز است كه به صورت تارهاى باريكى بر روى درختان و سنگها روئيده مىشود . « 2 » آن گياهى است شبيه به ريسمانهاى باريك كه از پهنا به هم چسبيده و بر شاخههاى درخت صنوبر ، بلوط و ساير نباتات مىپيچد و بهترين نوع آن سفيد است كه خوشبو و تازه باشد و بدترين نوع آن سياه است . « 3 » اشنه نباتى است كه بر درخت صنوبر ، بلوط ، گردو و غير آن مىپيچد كه بهترين نوع آن سفيد و نوع سياه آن بد است . « 4 » 1 - اشنه يكى از آلگهاى گروه جلبكهاى قرمز ( فرانسه :
مىباشد . « 5 » اشنه ، گياهى با شاخههاى پيچيده است كه در ايام زمستان بلند مىشود . رنگش سفيد است و نوع سياه آن خوب نيست . اين گياه برگ ، گل ، ريشه و شاخه ندارد . اشنه مثل لايهاى روى هم جمع و با در دست گرفتن زود جدا مىشود . تازه آن هيچ بويى ندارد ولى خشك آن بوى عنبر مىدهد . « 6 »