من تصور نمىكنم در آزمايش روى حيوانات زنده عملى مشگلتر از اين قبيل آزمايشها وجود داشته باشد
Soula
در كتاب فيزيولوژى خود در صفحهء 926 اين مطلب را تأئيد كرده و چنين مىنويسد :
« خراب كردن نخاع مستلزم احتياطهاى زياد در حين عمل است و زنده نگاهداشتن حيوان مواظبتهاى دقيق مىخواهد »
« La destruction de la moelle reclame de gran - des precautions operatoires et la conservation de l' animal en vie exige de soins minutieux . »
بنابراين براى جالينوس تجربياتى در روى حيوانات زنده نظير آنچه
Sherrington
انجام داده مستبعد نبوده است ضمنا بايد دانست كه اطلاع قدما از اينكه كدام عصب محيطى متعلق بكدام زوج از اعصاب نخاعى است منحصر باعصاب صادره از پلكسوس بر اكيال نبوده بلكه در پلكسوس
Cervical
نيز راجع به اين مطلب اطلاعات دقيق داشتند مثلا امروزه در كتابهاى تشريح مىنويسند :
Branche auriculaire
كه از
plexus cervical
جدا مىشود متعلق بسومين زوج عنقى است
( 3 e paire cervicale )
در شرح قرشى نيز اين شاخهء عصبى را متعلق بسومين زوج