برشهائى كه به آن مىداد و علامتهائى كه ظاهر مىشد ثابت نمود و نشان داد كه قطع عمودى نخاع از وسط :
( coupe - ( longitudinale
عصبهاى مياندندهها و پاها را كه در راست و چپ قرار گرفتهاند از كار نمىاندازد ولى به عكس برش از پهنا يا قطع عرضى نخاع :
( Coupe transversale )
از طرف راست يا چپ : عصبهائى كه زير برش واقع شدهاند از كار باز مىدارد و در برابر گروهى از دانشپژوهان نشان داد چگونه مىتوان حيوان را يگباره بىصدا كرد و براى اين آزمايش يك بندى زير عصبهاى راجعه كرده و هرگاه كه آن عصبها را ميانبند بسته و تنگ مىكشيد حيوان بىصدا مىشد و همينكه بند را باز مىنمود يا گره آن را گشاد مىكرد دوباره صداى حيوان بلند مىشد و در همين محضر هم ارائه داد كه سينه در هنگام شهيق يا دم فروبردن باز شده و در موقع زفير يا دم برآوردن جمع و كوچك مىشود و عضلهها يا ماهيچههائى كه سينه را باز و تنگ مىكنند و همچنين عصبهائى كه آنها را حركت مىدهند و اينكه از چه جاى نخاع آن عصبها مىرويند همه را نشان داد . يك آزمايش او از همه برجستهتر و شگفتآورتر بود . در ميان برشهائى كه بنخاع مىداد و هريك اثرهائى مختلف در حيوان بروز مىدادند يكى از آنها كه بالاى مهرهء