Sherrington
كه يكى از فيزيولوژيستهاى معروف است براى حل قضيه تمهيدى انديشيد و آن اينكه براى فهم منطقهء حسى پوست متعلق بهريك از ريشههاى اعصاب نخاعى بتجربهء زير متوسل گرديد :
از طرفين ريشهء مزبور چند ريشهء نخاعى از بالا و چند ريشه از پائين را قطع كرده و به اين طريق در پوست بدن يگ منطقهء سالم بين دو منطقهء مؤف ايجاد نمود و با اين تجربه ناحيهء مربوط به ريشهء مزبور را پيدا كرده و ضمنا ثابت نمود كه هر نقطه از پوست ، از دو يا سه ريشهء نخاعى عصب مىگيرد :
« Pour determiner celui d' une racine , Sherrington a sectionne plusieurs d'entre elles au - dessus et au - dessous de celle - ci ; il restait ainsi une zone sensible entre deux insensi - bles . Il demontra que chaque point de la peau est innerve par 2 et parfois 3 racines . »
« نقل از صفحهء 1255 جلد 2 فيزيولوژى هوسه »
و با اين تجربيات دقيق و طولانى توپوگرافى حسى پوست بدن را تعيين نمود مثلا چنانچه در شكل 12 ملاحظه مىفرمائيد پوست ناحيهء خنصر :
( Petit doigt )
و بنصر :
( annulaire )
و نصف انگشت وسطى
( Medius )
متعلق به زوج هفتم و هشتم از اعصاب نخاعى گردن است ، اكنون با توجه